سیاست
  دکتر محمد مصدق
  دکتر شریعتی
  دکتر حسن ماسالی
  بنی صدر
  رضا پهلوی
  نوری زاده
  سیاوش اوستا
  میبدی
  طبرزدی
  دکتر اهورا يزدي
  عماد باقی
  اکبر گنجی
  نهضت آزادی
  ملیون ایران
  ایران امید
  چه باید کرد
  تبریز نیوز
  پیک ایران
  خبر نامه گویا  
  جمعیت زنان
  جنبش آشتی ملی
  همبستگی ملی ابران
  حزب مشروطه ایران
  زنان ایران
  گزارشگر
گزارشات مستند
وب لاگهای سیاسی
  جبهه دمکراتیک دفتر مشهد
  امیر برای ایران
  آژانس خبری آینده سازان
  آبادان بلاگ
  اتحاد
  جوانان زیر آفتاب
  دغدغه
  کودک ایران
  زادگاه مهر
  سعيد ديگر
  Reza Pahlavi Fans
اطاق گپ زدن
یاهو;Yahoo Messenger  آزادیخواهان مشهد
آرشیو
  01/04/2004 - 01/11/2004  
  01/11/2004 - 01/18/2004  
  03/07/2004 - 03/14/2004  
  03/14/2004 - 03/21/2004  
  03/21/2004 - 03/28/2004  
  03/28/2004 - 04/04/2004  
  04/04/2004 - 04/11/2004  
  04/11/2004 - 04/18/2004  
  04/18/2004 - 04/25/2004  
  04/25/2004 - 05/02/2004  
  05/02/2004 - 05/09/2004  
  05/09/2004 - 05/16/2004  
  05/16/2004 - 05/23/2004  
  05/23/2004 - 05/30/2004  
  05/30/2004 - 06/06/2004  
  06/06/2004 - 06/13/2004  
  06/13/2004 - 06/20/2004  
  06/20/2004 - 06/27/2004  
  06/27/2004 - 07/04/2004  
  07/04/2004 - 07/11/2004  
  07/11/2004 - 07/18/2004  
  07/18/2004 - 07/25/2004  
  07/25/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 08/08/2004  
  08/08/2004 - 08/15/2004  
  08/15/2004 - 08/22/2004  
  08/29/2004 - 09/05/2004  
  09/19/2004 - 09/26/2004  
  10/03/2004 - 10/10/2004  
  10/10/2004 - 10/17/2004  
  10/24/2004 - 10/31/2004  
  10/31/2004 - 11/07/2004  
  11/07/2004 - 11/14/2004  
  01/30/2005 - 02/06/2005  
  02/06/2005 - 02/13/2005  
  02/27/2005 - 03/06/2005  
  05/01/2005 - 05/08/2005  
  صفحه اصلی  
   
جستجو در سایت
      
کتابها
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Everything by Muhammad


خانواد ه های روحاني- بازاري، اينگونه ايران راچپاول كردند

خانواد روحاني- بازاري اينگونه ايران راچپاول كردند هيچ قمه كش، چماقدار و يا لباس شخصي مزاحم آنها نيست، زيرا همه آنها با شعار توسعه اقتصادي در خدمت اين چپاول و خيانت ملي اند!
آيت الله واعظ طبسي كه بيناد رضوي را با 15 ميليارد دلار سرمايه دراختيار دارد، كمتر تمايل دارد مطرح شود مگر زماني كه مي خواهد حكم ارتداد و يا فرمان حمله و مقابله صادر كند.
هركس تاكنون به ارقام و نحوه بدست آوردن ثروت هاشمي رفسنجاني نزديك شده، اگر بقتل نرسيده باشد زنداني شده است. در دوران رياست جمهوري او، ايران سالانه 3 تا 5 ميليارد از تقلب در ارز ضرر ديد.
ثروت اسدالله عسگراولادي كه اجدادش يهودي بودند و بعد مسلمان شدند را، بانكداران بالغ بر 400 ميليون دلار تخمين مي زنند. حبيب الله عسگراولادي او را از درون حكومت حمايت مي كند.
بنيادهاي اسلامي ده تا بيست در صد توليد ناخالص ملي را تشكيل ميدهند و سال گذشته ثروت آنها به رقمي معادل 115 ميليارد دلار رسيد – ناصر واعظ طبسي سرپرست منطقه آزاد تجاري سرخس در مرز ايران با تركمنستان را برعهده داشت. او براي مراسم افتتاح پروژه منطقه آزاد تجاري سرخش مبلغ 3ر2 ميليون دلار يك چادر عظيم كه در آن مقامات ايراني و تركمنستاني حضور داشتند پرداخت.
بنياد رضوي باخريد املاك و تاسيس بانكهاي سرمايه گذاري را( مشتركا با سرمايه گذاراني از عربستان سعودي و امارات متحده عربي) تاسيس كرد. سالي 2 ميليارد دلار سرمايه كشور به دوبي و ديگر مناطق امن منتقل مي شود.
محسن رفيقدوست، نخستين وزير سپاه پاسداران، پس از رفتن از سر بنياد مستعضفان، بنياد نور را تاسيس كرد و از راه وارد كردن دارو، مصالح ساختماني و شكر 200 ميليون دلار به جيب زده است.
بنياد مستعضفان در دهه دوم جمهوري اسلامي، تغيير هويت داد و به بزرگترين مركز تجاري ايران تبديل شد.
مجله اقتصادي و معتبر "فوربس"، شايد نخستين نشريه در نوع خود باشد كه گزارش مستندي در باره مافياي قدرت و ثروت در جمهوري اسلامي منتشر كرده است. اين گزارش در شماره هفته نخست (اول ماه جولاي 2003) انتشار يافت و گمان مي رود بخشي از آن گزارش تلويزيوني باشد كه شبكه سي بي اس وعده پخش آن را داده بود اما زير فشار سياسي و باحتمال بسيار زياد با پرداخت رشوه از پخش آن منصرف شد. آنچه را در زير مي خوانيد بخش هاي اساسي اين گزارش منتشر شده بود.
اهميت اين گزارش در آن است كه حاصل تحقيق و گفتگوهائي در داخل ايران است و تهيه كنندگان آن به همان واقعياتي دست يافته اند كه بندرت در تمام اين سالها بدانها توجه شده بود. گزارش را در زير مي خوانيد:
"چه كسي ايران امروز را در كنترل خود دارد؟ مسلمان اين شخص محمد خاتمي نيست كه دوبار در انتخابات به پيروزي رسيد. مجلس اصلاح طلبان هم كشور را تحت كنترل خود ندارد. حتي رهبر كشور، آيت الله خامنه اي كه بعنوان روحاني اي نه چندان برجسته 14 سال پيش به جانشيني آيت الله خميني رسيد نيز در كنترل كشور نقشي ندارد. قدرت واقعي در حقيقت در دست تعدادي روحاني و وابستگان آنهاست كه در سالهاي اخير به ثروتي افسانه اي دست يافته اند اقتصاد فعلي ايران شباهت زيادي به اقتصاد سرمايه داري روسيه پس از فروپاشي شوروي سابق دارد. پس از انقلاب 1979 روحانيون هر چه را كه داراي ارزش بود- از بانكها، هتل ها، كارخانه هاي اتومبيل سازي گرفته تا صنايع شيميائي، داروسازي و لوازم مصرفي- از آن خود كردند. آنچه كه ايران را در اينمورد شاخص نشان مي دهد اين است كه اين سرمايه ها به بنيادهاي خيريه كه توسط روحانيون اداره مي شد منتقل گرديد. براساس گفته تجار و مديران اجرائي سابق يكي از همين بنيادها، بنگاه هاي خيريه در حال حاضر در خدمت مالي روحانيون و حاميان آنها قرار دارند.
در ايران فقط برنامه هاي اتمي بعنوان راز وجود ندارد. دراين كشور سلاح مخفي ديگري نيز وجود دارد بنام ديكتاتوري. همه مصاحبه هائي كه با صاحبان مشاغل، تجار، اقتصاد دانان و وزراي سابق و ديگر مقامات رسمي عاليرتبه دولتي انجام گرفته افشاگر همين واقعيت است. اينكه ايران توسط يك دولت سايه اداره مي شود و از طريق سياست خارجي سايه به گروه هاي تروريستي در خارج از كشور كمك هاي مالي مي رساند. اقتصاد اين ديكتاتوري تحت سلطه امپراطوري هاي سايه قرار دارد و قدرتش از سوي ارتش سايه حمايت مي شود.
دست برقضا، زبردست ترين فردي كه استادانه اين ساختار قدرت را بكار گرفته است شخصيت شناخته شده ايست بنام هاشمي رفسنجاني. او پدر برنامه هاي خصوصي سازي ايران به حساب مي آيد. در دوران رياست جمهوري وي بازار سهام احياء شد، تعدادي از شركت هاي دولتي به خودي ها فروخته شد، تجارت خارجي ليبراليزه شد و بخش صنعت نفت بر روي شركت هاي خصوصي گشوده شد. به گفته اعضاي مخالف اتاق بازرگاني ايران، بسياري از املاك مرغوب و همينطور قراردادهاي پرمنفعت در دست روحانيون و وابستگان و همچنين خانواده رفسنجاني قرار گرفت كه تا پيش از انقلاب باغ كوچك توليد پسته را مالك بود.
رضا كه نخواست نام خانوادگي اش افشاء شود و بعنوان كسي كه با برداران رفسنجاني در اوائل دهه هفتاد در دانشگاه تهران درس مي خوانده مي گويد: آنها آدم هاي پولداري نبودند، از اينرو به سختي كار مي كردند و حتي با تدريس امور مذهبي به دانشجويان و آماده كردن آنها براي گذراندن امتحانات خود پول دست و پا مي كردند.
پس از انقلاب
انقلاب 1979 خانواده رفسنجاني را به سوي تجارت سوق داد. يكي از برادران رفسنجاني رئيس بزرگترين معدن مس ايران شد، ديگري رياست راديو تلويزيون اين كشور را در دست گرفت.
برادر زن رفسنجاني و يا شوهر خواهش فرماندار كرمان شد و پسر عمو يا پسر خاله اش رئيس شركتي كه كارش صادرات پسته است و 400 ميليون دلار سرمايه دارد. برادر زاده يا خواهر زاده او و يكي از پسرانش مناصب كليدي را در صنهت نفت ايران در اختيار دارند و پسر ديگر او رئيس شركت سازنده مترو ايران است كه تا كنون 700 ميليون دلار در اين زمينه مصرف شده است. گفته مي شود كه خانواده رفسنجاني صاحب يكي از بزرگترين شركت هاي نفتي در ايران، كارخانه مونتاژ اتومبيل هاي كره اي " دي وو" و بهترين خط هوائي خصوصي است شايعات در ايران ثروت خانواده هاشمي رفسنجاني را بيشتر از اينها مي داند. براساس يكي از اين شايعات اين خانواده ميلياردها دلار پول در بانك هاي سوئيس و لوكزامبورك ذخيره كرده اند؛ بعلاوه كنترل اسكله هاي مربوط به مناطق آزاد اقتصادي در خليج فارس و مالكيت هتل هاي سواحل دوبي، گوا و تايلند نيز در اختيار آنهاست.
برخي مايملك خانواده رفسنجاني در معرض ديد همگان قرار دارد. جوان ترين فرزند رفسنجاني بنام ياسر 30 هكتار زمين در لواسان در شمال تهران دارد؛ جائي كه قيمت هر هكتار زمين به 4 ميليون دلار بالغ مي شود. اما ياسر اين پولها را از كجا بدست آورده است؟ او يك تاجر درس خوانده بلژيك است كه كارخانه صادرات وارداتي را در اختيار دارد كه كارش توليد غذاي كودك، آب آشاميدني در بطري و ماشين سازي صنعتي مي باشد.
50 خانواده
انتقادهائي كه به ثروت اندوزي خانواده رفسنجاني مي شود هرگز در جائي بطور رسمي منتشر نشده است. يك روزنامه نگار كه بخود اين جرات را داد تا در مورد بده بستان هاي مخفي رفسنجاني و نقش وي در به قتل رساندن مخالفين تحقيق كند درحال حاضر در زندان بسر مي برد(اكبر گنجي). وي آدم خوش شانسي بشمار مي رود زيرا دخالت در اين نوع امورسياسي و حكومتي در ايران مي تواند به مرگ منجر شود.
پنجسال پيش، تهران به خاطر قتل روزنامه نگاران و فعالين مبارزه با فساد به لرزه در آمد. حمله به محل خواب دانشجويان، سرانجام به اعدام و ناقص العضو شدن عده اي از معترضين ختم شد.
تا چند سال پيش ساده ترين راه براي ثروتمند شدن تجارت ارز خارجي بود. اين تجارت تجارت راحتي بود. كافي بود شما مي توانستيد دلار را به قيمت 1750 ريال بخريد و آن را به هشت هزار ريال بفروشيد. حتي كافي بود تا از طريق برخي افراد آشنا جواز واردات مي گرفتيد.
سعيد ليلاز اقتصاد داني كه در حال حاضر با بزرگترين كارخانه اتومبيل سازي كار مي كند مي گويد: "تخمين مي زنم در يك دوره 10 ساله، ايران بين 3 تا 5 ميليارد دلار در سال از تقلب در خريد و فروش ارز ضرر ديد. منافع حاصل از خريد و فروش ارز به سوي پنجاه خانواده سرازير شد."
يكي از خانواده ها، خانواده عسگراولادي است كه اجدادش يهودي بودند و به اسلام روي آوردند. اسدالله عسگراولادي(نايب رئيس اتاق بازرگاني) به صادرات پسته، زيره، ميوه خشك، ميگو و خاوريار و واردات شكر و لوازم خانگي اشتغال دارد. بانكداران ايراني ثروت او را با لغ بر چهار صد ميليون دلار تخمين مي زنند. حبيب الله عسگراولادي برادر بزرگ اسدالله لاجوردي كه در دهه هشتاد وزير تجارت و مسئول توزيع كارت بارزگاني بود اسدالله را ياري مي كند. او دبيركل حزب سياسي حاكم بنام "موتلفه اسلامي" است. وي همچنين همتاي "مارك ريج" تاجر كالائي بود كه به ايران كمك كرد تا تحريم هاي امريكا را دور بزند.
بخش ديگر اقتصاد ايران متعلق به بنيادهاي اسلامي است كه ده تا بيست در صد توليد ناخالص ملي را تشكيل ميدهند و سال گذشته به رقمي معادل 115 ميليارد دلار رسيد. بنيادها نتيجه مصادره اموال و كارخانجات افراد ثروتمند رژيم گذشته بود. ماموريت آنها تقسيم دوباره ثروت هاي فوق بين مردم مستضعف بود. براي مدت يك دهه بنيادهاي اسلامي از پولهاي بدست آمده مسكن براي كم در آمدها ساختند و كلنيك هاي درماني تاسيس كردند، اما پس از در گذشت آيت الله خميني در سال 1989 آنها ماموريت گذشته خود را فراموش و مبدل به مراكز فعاليت هاي تجاري شدند.
اين بنيادها تا اين اواخر از پرداخت ماليات، تعرفه گمركي براي ورود كالا و بسياري از مقررات دولتي معاف بودند. آنها از طريق بانكهاي دولتي به ارزهاي خارجي دسترسي مستقيم داشتند. آنها اجباري براي پاسخگوئي به بانك مركزي، وزارت دارائي و نهادهاي ديگر دولتي در خود نمي ديدند. اين بنيادها رسما تحت نظر رهبري قرار دارند و بدون هرگونه نظارت و بازرسي، تنها خود را به خدا پاسخگو مي دانند.
براساس سنت شيعه، تجار و كسبه بايد بيست در صد سود خود را به مسجد محل و يا روحاني كه از وي تقليد مي كنند تحويل دهند تا براي كمك به فقرا مورد استفاده قرار گيرد، اما بنيادها بر عكس به باجگيرهائي كه به زور از شركت ها اخاذي مي كنند تبديل شدند. تقريبا تمامي شهرهاي ايران بنيادهاي خود را دارند كه وابسته به روحانيون محلي اند. يك اقتصاد دان مخالف حكومت كه نخواست نامش فاش شود گفت:
" بسياري از كسبه جزء از اين گله دارند كه به محض بدست آوردن اندكي درآمد، روحانيون محلي به سراغشان مي آيند و براي سازمان و بسيج محلي تقاضاي اعانه مي كنند. اگر شما در مقابل اين خواسته مقاومت كنيد، متهم مي شويد كه مسلمان خوبي نيستيد. تعدادي شاهد در اين مورد تراشيده مي شود تا شهادت دهند كه شما به حضرت محمد اهانت كرده ايد و به اين ترتيب شما روانه زندان خواهيد شد."
سازمان هاي خيريه، انسان را به ياد شركت هاي چند مليتي مي اندازد. بنياد مستعضعفان و جانبازان دومين شركت معظم تجاري است كه پس از شركت ملي نفت ايران قرار دارد. اين بنياد تا اين اواخر توسط محسن رفيقدوست اداره مي شد. رفيقدوست كه پسر يك تاجر سبزي و ميوه است، بخاطر اينكه رانندگي اتومبيل آيت الله خميني را پس از بازگشت به ايران داشت توانست اعتباري براي خود كسب كند.
اوبه سمت وزير سپاه پاسداران و كميته ها منصوب شد . او بعدها نقش مهمي در سركوب نيروهاي سياسي و خريد اسلحه مورد نياز ايران براي جنگ در عراق بطور قاچاق داشت. زماني كه رفسنجاني در سال 1989 به رياست جمهوري رسيد، رفيقدوست رياست بنياد مستضعفان را كه چهار صد هزار كارگر و بيش از ده ميليارد دلار سرمايه داشت بر عهده گرفت. در ميان دارائي هاي اين بنياد بايد از هتل هاي هايت و هيلتون در تهران، شركت نوشابه سازي زم زم ( كه زماني پپسي ناميده مي شد)، يك خط كشتيراني بين المللي با شركت هاي توليد محصولات نفتي و سيمان، ماشينهاي كشاوزري و معاملات املاك نواحي اطراف تهران نام برد.
در تئوري بنياد مستضعفان يك سازمان رفاه اجتماعي بشمار مي رود. در سال 1996 اين بنياد با گرفتن پول از دولت توانست مخارج رفاه اجتماعي را جبران كند. بزودي اين بنياد از مسئوليت هايش به عنوان يك سازمان اجتماعي فاصله گرفت و تبديل به يك شركت معظم تجاري شد كه مالك آن حدس بزنيد چه كسي بود؟ جواب اين سئوال روشن نيست.
ما از عباس ملكي مشاور سياست خارجي رفسنجاني پرسيديم كه دليل وجود اين بنياد چيست؟ او گفت: " نمي دانم. از رفيقدوست بپرسيد!"
يك تاجر كه كارش بستن قراردادهاي تجاري با كشورهاي خارجي براي بنيادها بود، تصوير گويائي از فعاليت هاي اين بنيادها ترسيم كرد. او گفت:
" سازمان هائي مثل بنياد مستضعفان، صندوق هاي عظيم پول نقد هستند كه از طريق آن ها روحانيون حكومتي حمايت مي شوند. اين حمايت مي خواهد صرف اختصاص اتوبوس براي آوردن هزاران كشاورز براي شركت در تظاهرات مذهبي در تهران باشد يا بسيج حزب الله براي حمله به دانشجويان."
اين تاجر مي گويد كه جريان كار بدين قرار است:" بعضي از اين خارجي ها مي آيند و به رئيس بنياد پيشنهاد عقد قرار داد مي دهند. رئيس مي گويد" پيشنهاد شما خوب است، با آن موافقم. در مورد جزئيات آن با مدير من صحبت كنيد. فرد خارجي مي رود به سراغ مدير و مدير به او مي گويد: همانطور كه احتمالا خبر داريد، دراينجا دو نوع اقتصاد داريم. اقتصاد رسمي و اقتصاد غير رسمي. براي اينكه در كارتان به موفقيت دست يابيد بهتر است بخشي از اقتصاد غير رسمي باشيد. بنابراين بايد وديعه اي به اين مقدار و به شماره حساب زير در بانكي در خارج از كشور واريز كنيد تا قرار داد به مرحله اجرا در آيد."
در حال حاضر رفيقدوست رياست بنياد نور را برعهده دارد كه صاحب بلوك هاي آپارتماني است و از راه واردات مواد داروئي، شكر و مصالح ساختماني 200 ميليون دلار به جيب زده است. او در كوچك نشان دادن ميزان ثروت خود بسيار تيز و تند است. مي گويد:
" اگر اسلام به خطر بيفتد، دوباره وارد ميدان شده و نقش مهم اجرائي به عهده خواهم گرفت."
به همين دليل است كه وي به ذخائر سري پول كه مي تواند در صورت نياز از آنهااستفاده كند دسترسي دارد. شايد وقتي كه رفسنجاني اخيرا اعلام داشت كه جمهوري اسلامي نياز دارد كه سرمايه عظيمي به عنوان ذخيره مالي دراختيار داشته باشد، منظورش همين بود. اما چه كسي مشخص مي كند كه اسلام در خطر قرار گرفته است؟ رفيقدوست به عنوان وزير سپاه پاسداران در دهه هشتاد، نقش كليدي در حمايت از حزب الله لبنان بازي كرد كه به آدم ربائي خارجيان؛ هواپيما ربائي، بمب گذاري در اتومبيل ها، حمل و نقل هروئين و نيز ابداع بمب گذاري انتحاري اشتغال داشت.
بنابر گفته "گريگوري ساليوان" سخنگوي دفتر امور خاورنزديك در وزارت امور خارجه امريكا: بنيادها وسائل حمل و نقل تمام عياري براي حمل سياست خارجي سايه در ايران هستند.( يكي از اين بنيادها (15 خرداد) براي اجراي اجراي قتل سلمان رشدي توسط آيت الله خميني مبلغ 8ر2 ميليون دلار تخصيص داد). هر بار كه يك مظنون عمليات تروريستي درعربستان سعودي، اسرائيل و يا آرژانتين به ايران مي گريزد، دولت ايران دخالت خود را در اين مورد انكار مي كند. وزارت امور خارجه معتقد است كه عمليات تروريستي ممكن است با حمايت يكي از همين بنيادها و واحدهاي شبه مستقل سپاه پاسداران انجام شود. اگر كسي به القاعده در ايران كمك مي كند، سپاه پاسداران بهترين جائي است كه بايد به آن مشكوك شد.
بنيادها در ايران از قوانين خاص خود پيروي مي كنند. بزرگترين بنياد خيريه ( حداقل در رابطه با املاكي كه دراختياردارد) بنياد قدس رضوي است كه قدمت آن به چند قرن مي رسد. اين بنياد مسئول نگاهداري حرم اما رضاست و در شمال مشهد قرار دارد. اين بنياد توسط يكي از محافظه كاران معروف ايران بنام آيت الله واعظ طبسي اداره مي شود كه سعي دارد تا زياد مطرح نشود، اما گهگاه كه لازم باشد دستور قتل ملحدين و ديگر مخالفان رژيم مذهبي را صادر مي كند.
بنياد رضوي صاحب املاك وسيعي در سراسر ايران است كه از آن جمله مي توان به هتل ها، كارخانجات، مزارع و معادن آن اشاره كرد. تقريبا غير ممكن است كه بطور دقيق سرمايه اين بنياد را محاسبه كرد، اما گفته مي شود كه اين سرمايه بيش از 15 ميليارد دلار است. اين بنياد همچنين از كمك هاي مالي ميليونها زائر كه هر ساله براي زيارت به اين مرقد مي آيند نيز تغذيه مي شود. اما هيچكس نمي داند كه چه بر سر ميليونها – شايد هم ميلياردها- دلاري مي آيد كه اين بنياد هر ساله به در آمدش اضافه مي شود. آنچه كه مشخص است تمام اين پولها صرف تعمير و نگهداري مساجد، گورستانها، مدارس مذهبي و كتابخانه ها نمي شود. در طول دهه گذشته، بنياد رضوي دست به خريد مشاغل و املاك زده و بانكهاي سرمايه گذاري ( مشتركا با سرمايه گذاراني از عربستان سعودي و امارات متحده عربي) را تاسيس كرده كه از طريق در آمد آنها برنامه هاي خانه سازي و قراردادهاي بزرگ خارجي را امكانپذير ساخته است.
نيروي محركه در پشت تجارتي كردن بنياد رضوي ناصر واعظ طبسي پسر آيت الله مي باشد كه مسئوليت منطقه آزاد تجاري سرخس در مرز ايران با تركمنستان را برعهده داشت. در دهه 1990 بنياد رضوي صدها ميليون دلار پول جهت بناي يك هتل بين المللي و ساختمان هاي اداري نمود. اين بنياد براي مراسم افتتاح اين پروژه مبلغ 3ر2 ميليون دلار به يك شركت سوئيسي براي ساخت يك چادر عظيم كه در آن مقامات ايراني و تركمنستاني حضور داشتند پرداخت كرد.
اما همه چيز ناگهان بهم ريخت. در جولاي 2001 ناصر طبسي به عنوان مدير منطقه آزاد تجاري از كار بركنار شد و دو ماه بعد به جرم تقلب در شركت المكاسب كه مقر آن در دوبي قرار دارد بازداشت و آزاد شد. جزئيات اين تقلب روشن نشد، اما چهار ماه پيش دادگاه عمومي تهران نتيجه گرفت كه ناصر طبسي از قوانين تخطي نكرده و آزاد مي باشد.
تعداد اندكي از افرادي مثل ناصر واعظ طبسي به محكوميت و مجازات مي رسند. در ميان اين تعداد اندك بايد به يك روحاني محافظه كار بنام هادي غفاري اشاره كرد كه متخصص مصادره اموال بود و شركتي مثل ستاره كه كارش توليد جوراب هاي زنانه بود را با قيميت خوب بفروش رساند و منافعي به جيب زد. وي در اوائل دهه 1990 به جرم اختلاس محكوم گرديد.
دراين ميان بايد گفت كه روحانيون نخبه در حاكميت ايران با اعمال خود موجب فقر عظيم در كشور شده اند. ايران با در دست داشتن 9 در صد از نفت و 15 در صد گاز طبيعي جهان بايد كشوري ثروتمند باشد. اين كشور داراي جواناني تحصيل كرده است و سنتي كهنه در ابزار سازي و تجارت بين المللي دارد. اما درآمد ناخالص ملي ايران درحال حاضر هفت در صد كمتر از دوران رژيم گذشته است. اقتصاد دانان ايران همچنين مي دانند كه هر ساله تا حدود 2 ميليارد دلار سرمايه از كشور خارج و به كشورهائي مثل دوبي و ديگر مناطق امن جهان سرازير مي شود. به اين ترتيب نبايد تعجب كرد كه چرا دانشجويان بعنوان اعتراض به خيابان ها مي ريزند.

  نظر بدهید:  


Comments: Post a Comment
آزادیخواهان مشهد @ Copyright 2004
 
E-mail: mashhad_azaadikhah@yahoo.com