سیاست
  دکتر محمد مصدق
  دکتر شریعتی
  دکتر حسن ماسالی
  بنی صدر
  رضا پهلوی
  نوری زاده
  سیاوش اوستا
  میبدی
  طبرزدی
  دکتر اهورا يزدي
  عماد باقی
  اکبر گنجی
  نهضت آزادی
  ملیون ایران
  ایران امید
  چه باید کرد
  تبریز نیوز
  پیک ایران
  خبر نامه گویا  
  جمعیت زنان
  جنبش آشتی ملی
  همبستگی ملی ابران
  حزب مشروطه ایران
  زنان ایران
  گزارشگر
گزارشات مستند
وب لاگهای سیاسی
  جبهه دمکراتیک دفتر مشهد
  امیر برای ایران
  آژانس خبری آینده سازان
  آبادان بلاگ
  اتحاد
  جوانان زیر آفتاب
  دغدغه
  کودک ایران
  زادگاه مهر
  سعيد ديگر
  Reza Pahlavi Fans
اطاق گپ زدن
یاهو;Yahoo Messenger  آزادیخواهان مشهد
آرشیو
  01/04/2004 - 01/11/2004  
  01/11/2004 - 01/18/2004  
  03/07/2004 - 03/14/2004  
  03/14/2004 - 03/21/2004  
  03/21/2004 - 03/28/2004  
  03/28/2004 - 04/04/2004  
  04/04/2004 - 04/11/2004  
  04/11/2004 - 04/18/2004  
  04/18/2004 - 04/25/2004  
  04/25/2004 - 05/02/2004  
  05/02/2004 - 05/09/2004  
  05/09/2004 - 05/16/2004  
  05/16/2004 - 05/23/2004  
  05/23/2004 - 05/30/2004  
  05/30/2004 - 06/06/2004  
  06/06/2004 - 06/13/2004  
  06/13/2004 - 06/20/2004  
  06/20/2004 - 06/27/2004  
  06/27/2004 - 07/04/2004  
  07/04/2004 - 07/11/2004  
  07/11/2004 - 07/18/2004  
  07/18/2004 - 07/25/2004  
  07/25/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 08/08/2004  
  08/08/2004 - 08/15/2004  
  08/15/2004 - 08/22/2004  
  08/29/2004 - 09/05/2004  
  09/19/2004 - 09/26/2004  
  10/03/2004 - 10/10/2004  
  10/10/2004 - 10/17/2004  
  10/24/2004 - 10/31/2004  
  10/31/2004 - 11/07/2004  
  11/07/2004 - 11/14/2004  
  01/30/2005 - 02/06/2005  
  02/06/2005 - 02/13/2005  
  02/27/2005 - 03/06/2005  
  05/01/2005 - 05/08/2005  
  صفحه اصلی  
   
جستجو در سایت
      
کتابها
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Everything by Muhammad


از تهران داغ داغ- على مستعلى زاده -تهران

ماجراى بدو بدو در اصفهان براى ساختن گاز لازم

برادعى در تهران به مرگ و در وين به دريافت بسته مشكوك تهديد شد
وضعيت وحشتناك جرم و جنايت در استان هاى مختلف كشور
بى اعتنائى مجلس به تهديدهاى هاشمى رفسنجانى
ادكلن بن لادن در بازار مشهد
آرم الله بر تارك شركت نروژى هيدرو رسوائى ديگرى در ادامه رسوائى استات اويل است.
در سه ماه گذشته بيش از يك ميليارد قرض جديد روى دست كشور گذاشته اند

تهران داغ داغ فعلا تا اطلاع ثانونى در خطر سيل است و مردم بخش هاى زيادى از آن خواب ندارند چنان كه پريشب ها در ميان باران شديد كه انگار سوراخ آسمان باز شده بود، ناگهان سروصدائى در كوچه مان پيچيد و از پنجره نگاه كرديم و به فكرمان رسيد يكى از سى هزار دزدى كه هر شب در تهران اتفاق مى افتد دارد در كوچه ما رخ مى دهد چون كه وانتى پر از اسباب در كوچه باريك پارك كرده بود. اما پرس و جوهاى نيمه شبى نشان داد كه دختر يكى از همسايه ها با شوهر و بچه هايش اسباب و اثاث شان را برداشته و آمده اند خانه باباشان. چرا كه خانه اجاره اى آن ها در محله جواديه است كه آب رودخانه آن چنان بالا آمده كه گمان ميكردند همين امشب سيل خواهد آمد. معلوم شد كه در آن شب خيلى ها دست به اين كار زده اند تا حالا كه از دست دزد و خشكسالى در امان مانده اند نكند كه سيل زندگيشان را به باد بدهد.
اما از سيل كه بگذريم ماجراى هسته اى داغ شده است. همين جا بگويم كه يكى از استادان ما عقيده دارد كه ماجراى هسته اى ساختگى است و سرانجام با توپ و تشر آمريكا و اروپا رهبران كشور جا ميزنند اما وسيله اى است تا جهانيان افتضاح انتخابات و ماجراى حقوق بشر در ايران را از ياد ببرند. استاد ما ميگويد بعد از آن كه اروپا موضوع نقض حقوق بشر در ايران و دستگيرى دانشجويان و نمايندگان مجلس و روزنامه نگاران را مطرح كرد و اعلام داشت كه روابط تجارى خود را با جمهورى اسلامى به حال تعليق در مى آورد در بيت معظم رهبرى از ذهن مبتكر برادران لاريجانى فكر بكرى درخشيد كه بر اساس آن ماجراى فعاليت هاى هسته اى مى توانست جنجالى درست كند كه در پرتو آن اروپائى ها حقوق بشر را از ياد ببرند. يادتان باشد كه روحانيون به قول استاد ما حاضرند تمام ثروت نفت و تمام دارائى هاى ملت ايران را بدهند اما صحبت از دموكراسى نشود چون كه آقا به آن ها گفته اند كه رژيم شاه را فضاى باز سياسى از پا انداخت و ما را هم ساقط خواهد كرد. همزمان با اين كار موضوع ديگرى هم در دستور كار قرار گرفته و آن انگولك كردن در اوضاع عراق است به طورى كه شيعيان آنجا به پا خيزند و در نتيجه آمريكا و اروپا مجبور به معامله با تهران شوند. نقشه خوبى است اگر استاد ما درست حدس زده باشد. خيلى جالب است اما خطرش آن است كه آن به دست نيايد و اين هم از دست برود و همه ناچار شوند كه هم چوب را بخورند هم پياز را.

مهمتر از همه هسته اى
به هر حال از نظر اهميت موضوع همه مسائلى را كه هست كنار ميگذاريم و به مسأله هسته اى ميپردازيم كه هم از آن اطلاعات دست اولى به دست آورده ايم و هم آن كه براى مملكت اهميت دست اول دارد. امروز كه سه شنبه باشد، محمد البرادعى به ايران آمد. از دو سه روز قبل روزنامه هاى رهبرى هر چه از دهانشان برآمد به اين مرد مصرى گفتند. اما امروز سربازان امام زمان رفتند و با احترام او را از فرودگاه آوردند و بردند پيش نماينده رهبرى كه دكتر فريدون حسن روحانى باشد كه رياستش در گرو آن قرار گرفته كه اين ماجرا را آن طور كه رهبر مى خواهد جمع و جور كند. آن طور چيست؟ به گفته همه كسانى كه در تهران دستى در امور سازمان انرژى اتمى دارند در ده سال گذشته ميلياردها دلار بى جان از پول اين ملت بدبخت صرف شده و همه اش به كيسه شركت هاى خارجى رفته چون كه دلالان در گوش روحانيون گفته اند شما ميتوانيد اولين بمب اسلام را درست كنيد و اگر بمبتان به صدا در آيد ديگر توپ داغانتان نميكند. آقاى هاشمى كه اول بار اين كمك در تنبانش افتاد اصلا با خودش فكر نكرد كه ميگذارند يا نه.
تصورش اين بود كه همان ها كه ميفروشند بعدا خودشان هم محافظت ميكنند يادش رفت به تاريخ نگاه كند و ببيند كه رامزفيلد بود كه به صدام حسين فروخت و هم اوست كه امروز صدام را اسير كرده است. ديك چينى بود كه به او تعارف ها كرد و تجهيزات نفتى فروخت همان اوست كه امروز براى كشته شدن بچه هاى صدام جشن ميگيرد. خلاصه بمب اتمى را در تنبان علما رها كرده اند.
اما واقعيت اينست كه ماجراى اتمى ايران اگر شده به قول نوم چامسكى شبى هواپيماهاى اسرائيلى به آسمان ايران بيايند و همه جا را بمباران كنند و نگذارند از طرف غرب تا حكومت دينى در ايران است به سامان نميرسد. حالا بپرسيد؛ مگر چه شده است. خيلى ساده بعد از آن كه وزيران سه كشور اروپائى به تهران آمدند و خاتمى قول داد و آن ها گفتند قول خاتمى بى اختيار قبول نيست و در نتيجه حسن روحانى را فرستادند با حكم آقا و در ظاهر وساطت كردند كه آمريكا قطعنامه عليه ايران را به شوراى امنيت نبرد. هاشمى رفسنجانى و دارودسته اش كه ميلياردها دلار صرف اينكار كرده اند به حضور مقام رهبرى رفتند و استدلال كردند كه دست كم براى غنى سازى اورانيوم به ما وقت بدهيد چون يك ماه به پايان كار مانده است. آقا هم با وجود مخالفت وزارت خارجه و شوراى امنيت ملى براى راضى كردن هاشمى و سپاه دستور داد كه كار را تمام كنند و لازم نيست خاتمى در جريان باشد. در جلسه اى از هيأت دولت هم كه از آقازاده توضيح خواستند گفت به دستور مقام رهبرى اعمالى در پيش است كه بزودى خبرش منتشر ميشود فقط يك هفته دستگاه ديپلوماسى به ما مهلت بدهد.
عيد كه شد آقازاده كه با دارودسته اش به اصفهان رفته بودند و هاشمى رفسنجانى را هم به آنجا كشانده بودند ناگهان اعلام داشتند كه رئيس جمهور بيايد براى افتتاح پروژه افتخار آفرين اصفهان كه در آن گازهائى توليد ميشود كه فقط پنج كشور دنيا دارند. خاتمى از شركت در ماجرا عذر خواست و پيشنهاد كرد كه هاشمى رفسنجانى براى اينكار برود. اما بشنويد از محمد البرادعى كه نماينده ايران را خواست و گفت اگر ديديد كه آمريكائى ها به كشورتان حمله كردند از ما انتظار هيچ كمكى نداشته باشيد چون به ما خبر داده اند كه در اصفهان مشغول چه كارى هستيد و ما به شما اصلا اطمينان نداريم چون دروغگو هستيد. و بعد هم نمايندگان كشورهاى اروپائى توسط سفيران خود پيام فرستادند كه تفاهم ها فراموش.
حالا البرادعى راهى ايران شده كه چى. سخنگوى وزارت خارجه گفته هاى آقازاده را تكذيب كرده و به خبرنگاران گفته هر كس براى تبليغات خود چيزى ميگويد كه شما نبايد گول بخوريد. خرازى و خاتمى رفته اند پيش رهبر كه آقا اين چه كارى بود كرديد و رهبر بيچاره هم همه چيز را به گردن هاشمى رفسنجانى و دستيارش يعنى امراللهى انداخته كه در زمان هاشمى رئيس سازمان انرژى اتمى بود و هم او بود كه قول داد سه ساله بمب اتمى بسازد. هاشمى هم بى توجه به اين كه امراللهى بورسيه سازمان انرژى اتمى دردوران شاه بوده اما در رشته باغبانى براى صنايع هسته اى نه در رشته نيروگاه و صنايع هسته اى از سر بى سوادى پذيرفت و حالا اين طناب به گردن ها افتاده است.
حالا همه چيز براى افتتاح رسمى «تاسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان» كه به تأسيسات «UCF» شهرت يافته، آماده است. پروژه اى كه پس از اعلام بهره بردارى از آن توسط رئيس سازمان انرژى اتمى باز هم حساسيت بين المللى را براى ايران به ارمغان آورد گرچه سران جمهورى اسلامى برصلح آميز بودن فعاليت هاى هسته اى ايران به طور مكرر تأكيد كردند.
فكر ايجاد اين تاسيسات پيش از انقلاب و براى تكميل چرخه نيروگاه اتمى بوشهر شكل گرفت اما تا انتهاى جنگ تحميلى به فراموشى سپرده شد. سال ۱۳۷۱ چهار سال از پايان جنگ مى گذشت. هاشمى رفسنجانى دولت سازندگى را تشكيل داده بود و رضا امراللهى همچنان نفر اول ساختمان هاى حفاظت شده اميرآباد بود. كارشناسان اتمى به اين نتيجه رسيده بودند كه حلقه مفقوده چرخه سوخت هسته اى براى تأمين نياز نيروگاه بوشهر تأسيسات UCF است. همان سال مسئولين كشور تصميم گرفتند ساخت تأسيسات فرآورى اورانيوم را در نزديكى اصفهان كليد بزنند.
ساخت چنين تأسيساتى به دليل پيچيدگى نياز به همكارى خارجى داشت. رايزنى ها آغاز شد و مهندسين سرزمين اژدهاى زرد به ايران آمدند. مذاكرات به صورت فشرده انجام پذيرفته و ايران و چين قراردادى را امضاء كردند. بر اساس مفاد اين قرارداد، چينى ها متعهد شدند تأسيسات فرآورى اورانيوم را پنج ساله تكميل كنند و به صورت «ترن كى» يا «كليد در دست» تحويل كارشناسان اتمى ايران دهند. همه تجهيزات بنا بود در چين ساخته و پس از راه اندازى به ايرانيان سپرده شود. مبلغ قرارداد هم ۵۰۰ ميليون دلار بود. چينى ها كه همواره روابط خوبى با دولت ايران داشتند، كار را آغاز كردند. يك سال مانده به انتخابات رياست جمهورى دوم خرداد ۷۶، ۱۵ درصد طراحى مفهومى تأسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان انجام شده بود كه ايالات متحده آمريكا وارد موضوع شد.
سال ۱۳۷۵ با فشار ديپلماتيك آمريكا، كمونيست هاى چين به مقامات جمهورى اسلامى اطلاع دادند كه حاضر به اتمام ساخت تأسيسات اصفهان نيستند. مقامات ايران اين تصميم را نپذيرفتند. كار را به دست رايزن هاى ديپلماسى سپردند. كش و قوس مذاكرات هسته اى ايران و چين در اواخر دولت سازندگى و اوايل دولت اصلاحات ادامه داشت تا اينكه اواسط سال ۷۶، دولت چين رسماًبه ايران اعلام كرد كه از ساخت تأسيسات اصفهان انصراف مى دهد. يكى از مسئولان سازمان انرژى اتمى در اين باره مى گويد: «وقتى چينى ها به صورت قطعى انصراف دادند، وارد مذاكره فسخ قرارداد شديم. واقعا كش و قوس زيادى را تحمل كرديم. ۳۵۰ميليون دلار از سال هاى ۷۱ و ۷۲ به بعد به چينى ها پرداخت شده بود. يعنى هر سال حدود ۱۰ تا ۱۵ ميليون دلار. بايد اين مبالغ را از چينى ها پس مى گرفتيم.»
«مهندسان چينى اگرچه طراحى مفهومى تأسيسات اصفهان را انجام داده بودند اما اين مرحله هرگز ايران را قادر به طراحى اصلى و ساخت تجهيزات اصفهان نمى كرد.»
«بسيار اصرار كرديم كه چينى ها با توجه به تكنولوژى اى كه در اختيار داشتند نقشه هاى ساخت تجهيزات را در اختيار ما قرار دهند. اما نه تنها تن به اين كار ندادند بلكه با طعنه نيز با ما برخورد كردند.»
مذاكره با كشورهاى آسياى شرقى بسيار دشوار است. اگر اين كشور چين باشد مذاكره كننده بايد بارها مسير رفته را برگردد و از نو بپيمايد.
مذاكره فسخ قرارداد ساخت تأسيسات اصفهان ۲ سال ادامه يافت. چينى ها حاضر به پرداخت غرامت نبودند. «تصميم گرفتيم از طريق دولت فشار بياوريم. در هر ملاقات و مذاكره اى بحث پرداخت غرامت چين به ايران به عنوان يكى از محورهاى مذاكرات در دستور قرار مى گرفت. با اعمال فشار توانستيم ۴۵ ميليون دلار پس بگيريم. اما چين انصراف داده بود و بايد خسارت مى داد. فشارها را ادامه داديم تا ۱۷ ميليون دلار هم غرامت دريافت كرديم. يعنى ۶۲ ميليون دلار در مذاكرات فسخ قرارداد از چين گرفتيم.» دولت ها براى رسيدن به مطالباتشان از ابزارهاى گوناگونى استفاده مى كنند. اين ابزارها مى تواند ابزارهاى سياسى باشد يا اقتصادى. به هر حال با پرداخت مبلغ اين غرامت، پرونده چينى ها در اصفهان بسته شد.
يك سال از دولت خاتمى گذشته بود. غلامرضا آقازاده پس از تجربه طولانى وزارت در نفت به عنوان معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان انرژى اتمى ايران در كابينه حضور مى يافت. مسئولان كشور مصمم شده بودند تا «چرخه سوخت برنامه هسته اى ايران» را تكميل كنند. اصفهان حلقه مفقوده بود. بنابراين در سال ۷۷ كارشناسان امكان سنجى ساخت تأسيسات فرآورى اورانيوم را در اصفهان آغاز كردند. تحقيقات در پى آن بود تا امكان ساخت تجهيزات اين تأسيسات را بررسى نمايد. به خاطر پيچيدگى كار، بسيارى با ساخت تجهيزات در داخل مخالفت كردند. مطالعات ۹ ماه طول كشيد و نتيجه به شوراى عالى فناورى ارجاع شد. در سال ۱۳۷۹ در يكى از جلسات اين شورا كه به رياست محمد خاتمى برگزار شد طرح ساخت تأسيسات اصفهان در داخل كشور رأى آورد و به تصويب رسيد. قرار بر اين شد كه تأسيسات هسته اى اصفهان به دست ايرانيان ساخته شود. نوروز ۸۰ در پيش بود و آخرين ماه زمستان ۷۹ در حال سپرى شدن. پروژه اصفهان يك بار ديگر كليد خورد و برخلاف نيروگاه بوشهر كه بعد از كنار كشيدن آلمان ها، روس ها مسئوليت ساخت آن را به عهده گرفته بودند اين بار مهندسان وطنى پس از انصراف چينى ها وارد گود شدند.
يك منبع آگاه در سازمان انرژى اتمى درباره نحوه ساخت تأسيسات CUF اصفهان گفت: «ابتدا فكر مى كرديم كه تنها توان ساخت ۴۵ تا ۵۰ درصد تجهيزات را در داخل كشور داريم. اما به تدريج و با پيشرفت كار دريافتيم كه پيمانكاران ايرانى توان ساخت تجهيزات پيشرفته را نيز دارند به طورى كه براى ساخت برخى تجهيزات به مناقصه داخلى رفتيم. بالاخره گفتند پنجاه درصد اين تجهيزات را در داخل ساختيم و فروردين امسال نيز اين پروژه را راه اندازى مى كنيم. رهبر هم دستور دادكه كمبود بودجه را بانك مركزى بدهد و داد اما در عمل معلوم شد كه پنجاه در صد بودجه ققط كارهاى ساختمانى بوده است. در نتيجه حدود ۸۰ ميليارد تومان براى ساخت اين تأسيسات در داخل كشور هزينه شده است.
بيشتر تجهيزات از شركت هاى اروپائى و مقدارى هم از كشورهاى آسياى شرقى خريدارى شد اما پس از اكتبر گذشته با فشار ايالات متحده اين راه ها هم بسته شد.

ايجاد چرخه سوخت در برنامه هسته اى كشور در دو فاز پيگيرى مى شود. فاز اول نيز سه مرحله دارد. در مرحله اول بنا شد اورانيوم از معادن ساقند يزد و خشومى استخراج شود. در مرحله دوم تأسيسات اردكان يزد راه اندازى شود تا اورانيوم استخراج شده را به كيكى زرد يا پودر اورانيوم تبديل كند.تاسيسات فرآورى اورانيوم اصفهان نيز در پله آخرين فاز اول چرخه سوخت هسته اى قرار دارد. فلورايد اورانيوم يا UF4 و UF6 از محصولات اصفهان است. اين مرحله از حساس ترين بخش هاى ايجاد چرخه سوخت هسته اى است. محصولات اصفهان به تأسيسات هسته اى نطنز مى رود و در سانتريفوژها به غناى ۵/۳ تا ۴ درصد مى رسد و به صورت اورانيوم غنى شده به نيروگاه اتمى بوشهر منتقل مى شود. نمايندگان مجلس كه به قول هاشمى گلپايگانى بايد محاكمه شوند چون پايشان را از گليمشان دراز تر كرده و در كارهاى حساسى كه زير نظر مقام رهبرى است هم فضولى كرده اند پرسيدند آيا درست بود كه در اين مقطع راه اندازى تأسيسات اصفهان را اعلام كنيم؟
جواب آقايان مسخره است، انگار دنيا را مثل خودشان احمق فرض كردند چرا كه گفتند ما در اين خصوص مشكلى نداريم. در سال ۲۰۰۰ در اولين سفر مديركل آژانس بين المللى انرژى اتمى، آقاى البرادعى را به اصفهان برديم. حالا هم اعلام ميكنيم كه به همين دليل آژانس كاملا در جريان امور است.
مجلس كه خيلى مقام رهبرى را عصبانى كرده بود به جهت احمد شيرزاد نماينده اصفهان كه خودش رئيس پروژه هسته اى اصفهان بوده و كارشناس همين رشته است و در انگلستان درس همين كار را خوانده بود. گلپايگانى همان روزى كه شيرزاد در مجلس حرف از پروژه هاى غلط اتمى زد و اشاره هاى واضحى به دزدى هاى دوران هاشمى با دلالى بچه هايش بر سر سانترفيوژها كرد به رئيس مجلس گفته بود آقا فرمودند دستور ميدهم در آن طويله را ببندند. اما فرداى آن روز آفريده معاون سابق سازمان انرژى اتمى كه از بچه هاى سپاه است و كسانى را در بيت دارد از آقا تقاضاى ملاقات كرد. آفريده حالا نماينده مستقل مجلس و رئيس كميسيون انرژى است. رفت و به خامنه اى گفت به نظرش پروژه اصفهان دامى است كه بر سر راه ما گذاشته اند، شيرزاد راست ميگويد. آقا فرموده بودند من كه از اتم سررشته ندارم ولى آقاى هاشمى نظرشان اين است كه نبايد اين حرفها در مجلس زده ميشد چون كار دارد به نتيجه ميرسد و آفريده گفته بود چه خوب اجازه بدهيد من بروم و بازديد كنم و نتيجه را براى شما بياورم و اگر لازم شد شيرزاد را هم مجبور ميكنم كه در پشت تريبون مجلس حرفهايش را پس بگيرد. آقا موافقت كردند اما وقتى كه آفريده كه تا سه سال پيش خودش معاون سازمان انرژى اتمى بوده خواست به اصفهان برود، راهش ندادند و گفتند پروژه محرمانه است و سازمان حفاظت اطلاعات به هيچ نماينده مجلس راه نميدهد.
حالا شما بپرسيد كه كارشناسان امراللهى چطور توانسته اند كه مقام رهبرى و هاشمى را فريب بدهند خيلى ساده با دادن نمايندگى خريدهاى خارجى به فرزند كوچك هاشمى و تهيه گزارشى كه نشان مى داد توليد گاز UF6 كه در اصفهان شروع شود همه محاسبات بين المللى به هم ميريزد و همه در مقابل عمل انجام شده قرار ميگيرند.
در گزارششان نوشته بودند پنج كشور اتمى دنيا به انضمام آلمان و هند و پاكستان UF6 توليد مى كنند. برزيل و تا حدودى آرژانتين به اين تكنولوژى دست يافته اند. با بهره بردارى از تأسيسات اصفهان كه آقاى آقازاده از افتتاح رسمى آن تا چند روز آينده خبر داده است ايران نيز به جمع دارندگان اين تكنولوژى هسته اى مى پيوندد. و كار ما تمام ميشود. نقشه اين بود كه تا تمام حواس بازرسان انرژى اتمى به نطنزست كه اعلام شده عمليات غنى سازى اورانيوم در آنجا متوقف خواهد شد ما اصفهان را راه اندازى ميكنيم. قرار بودن با رسيدن محموله اى از استراليا كار در روزهاى تعطيل عيد به پايان برسد. به همين مناسبت اعلام كردند كه بازرسان سازمان بين المللى را راه نميدهند. بعد گفتند باشد بعد از پايان تعطيلات اما در بازديدى كه هاشمى و دارودسته اش در روزهاى عيد از اصفهان كردند معلوم شد كه محموله رسيده از استراليا اولا عوضى است و ثانيا آژانس بين المللى از آن خبر دارد و حتى از آلوده بودن محل در اصفهان هم خبر دارد و هشدار هم داده است. آقازاده به خامنه اى گفته بود ما محصولات اصفهان را تا دنيا به خودش بجنبد به كشورهاى اروپائى كه احتياج دارند صادر ميكنيم و ياسر پسر آقاى هاشمى هم قول داده بود كه اگر گاز همان باشد كه در استانداردها آمده فورا براى آن مشترى پيدا كند. راهى براى ناندانى جديد.
حالا براى آنكه داستان غم انگيز مديريت هرج و مرج در جمهورى اسلامى را دنبال كنيد، بشنويد كه عده اى از متخصصان اتمى و كارشناسان مسائل خارجى در همين روزها در نامه اى براى خامنه اى نوشته اند قدرت هاى جهانى به اين راحتى ها اجازه نمى دهند تا ديگر كشورها به فناورى هسته اى دست پيدا كنند. آمريكا نيز قطعا براى كنار كشيدن چين از بازى اصفهان امتيازاتى به اين كشور داده است. ايالات متحده درصدد آن است تا همين روزها رژيم حقوقى جديدى را در شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى هسته اى به تصويب برساند تا به غير از ۵ كشور اتمى و ژاپن و آلمان، ساير كشورها اجازه دستيابى به چرخه سوخت هسته اى را پيدا نكنند. موضوعى كه اين روزها برزيل را هم با آژانس درگير كرده است همين است، پس منتظر باشيد كه به همين علت حادثه بزرگى رخ دهد. اگر رخ داد مسئوليتش به عهده كيست.
خبر ديگر آن كه از شب قبل از عيد هشت نفر از كارشناسان وزارت صنايع كه مأمور كار در اصفهان بودند ناپديد شده اند عده اى ميگويند كه تيم مهندس رزاقى دستگير شده اند و عده اى سخن از نابود شدن آنها ميكنند. به خانواده هاشان گفته اند كه آنها به علت حساسيت كارشان در قرنطينه هستند. اين موضوع را چطور ميخواهند رفع و رجوع كنند خدا ميداند.

جرم و جنايت بيداد ميكند
هر چه متخصصان و كارشناسان حتى پليس گزارش ميدهند به مقام رهبرى و رئيس حمهور و شوراى امنيت ملى كه آقا وضعيت امنيت شهرها نگران كننده است جواب ميايد از دفتر رهبرى كه مطابق گزارش هاى دريافتى هر جا كه رهبر سفر ميكنند، ميزان جرم و جنايت پائين ميايد شما هم كارى كنيد كه ميزبان آقا باشيد. كسى هم جرأت جواب ندارد. حالا فقط نگاه كنيد به آمار دو استان از روزنامه هاى خودشان كه نوشته اند در سال جارى نسبت به سال قبل شاهد افزايش ۱۴ درصدى وقوع قتل در استان اصفهان بوديم.
سرهنگ حسنعلى ولى، معاون آگاهى فرماندهى انتظامى استان اصفهان با بيان اين مطلب به روزنامه ها گفت: «در سال گذشته ۹۶ مورد قتل در استان اصفهان به وقوع پيوست كه مأموران اداره آگاهى استان اصفهان با تلاش خود موفق شدند معماى ۸۴ قتل را حل كرده و عامل يا عاملان اين جنايت ها را دستگير كنند كه پس از تكميل مرحله تحقيقات متهمان با پرونده هاى خود تحويل دستگاه قضائى شدند.»
وى با اشاره به افزايش ۳۰ درصدى كشفيات قتل در سال قبل از آن تأكيد كرده كه جرم در استان دو برابر شده است اما به نظر او ۲۰ تا ۳۰ درصد قتل هاى استان در سال گذشته را افاغنه مرتكب شده اند كه بيشتر آنها مربوط به تسويه حساب در مورد اختلافات قومى و سياسى در كشور خودشان بوده كه قتل در كشور ما اتفاق افتاده است. مسائل ناموسى، اختلافات خانوادگى و سرقت از ديگر انگيزه هاى قتل در بين تبعه هاى افغانى در استان است.
سرهنگ ولى افزود: «نكته مهم در خصوص قتل هاى استان در سال گذشته اين است كه شش فقره از قتل هاى مربوط به داشتن رابطه نامشروع زنان با مردان غريبه بوده است. در اين شش مورد كه از قتل هاى پيچيده استان در سال گذشته بود زنان با همكارى مرد ديگرى مرتكب قتل همسر خود شده بودند.»
اما به گفته متخصصان و پليس وضعيت خوزستان از اينهم بدتر است. روزنامه ها نوشتند خوزستان به عنوان شاهراه حياتى ايران محسوب مى شود. شاهراهى كه هم مولد ذخاير زيرزمينى و زراعى است و هم تمامى پهنه غربى اش را مرز كشورى پوشانده است كه بالغ بر ۳۰ سال از حكومت آن به عنوان يك خطر بالفعل براى ايران ياد مى شد. به همين دليل است كه همواره و به خصوص پس از پايان يافتن جنگ، نگاه امنيتى و نظامى، غالب ترين شيوه توجه حكومت به خوزستان بوده است. نگاهى كه به روشنى در انتصاب عوامل اجرايى استان به چشم ديده مى شود. و در اولين جلسه شوراى ادارى استان در تابستان ۷۹ مورد انتقاد حميد كهرام، نماينده اهواز در مجلس ششم قرار گرفت. با دقت در شيوه عملكرد مديريت قضائى استان كه با شعار محو هرگونه شرارت و ناامنى فعاليت خويش را آغاز كرد و به نحو شديدى با سارقان مسلح از طريق محاكمه سريع و مجازات سنگين به مبارزه پرداخت اين نكته نمايان مى شود كه برخلاف تمامى انتظارات و با وجود اجراى پياپى و علنى مجازات مجرمان خطرناك، سياست اجبار و زور نتيجه مناسبى دريافت نكرده است. وقوع خونبارترين گروگان گيرى بانك ها در سال ۱۳۸۲ آن هم در شهرى كه دادگسترى آن بيشترين برخورد با اين گونه مجرمان را در سرلوحه اعمال خود قرار داده است مويد اين موضوع است كه در شهرهايى كه به راحتى مى توان با پرداخت اندك مبلغى اسلحه دريافت كرد و از سوى ديگر به لحاظ بافت خاص عشيره اى كمتر طايفه اى بدون اسلحه به زندگى ادامه مى دهد نمى توان بدون بسترسازى فرهنگى و صرفا با سياست اجبار كه سال هاست جواب نمى دهد به آن چه مى خواهيم رسيد.
نكته ديگر در اين خصوص وضعيت امنيتى بانك ها در خوزستان است. بنا بر اخبار رسيده در هيچ كدام از بانك هاى مركز استان مأمور انتظامى حضور ندارد اين موضوع هنگامى قابل توجه است كه بدانيم حجم زيادى از سرقت هاى مسلحانه، در اين استان رخ مى دهد و در اتفاق اخير نكته قابل تأسف آنجا است كه با وجود مسافت اندك كلانترى تا بانك، سارق مسلح با خيالى آسوده افراد را گروگان گرفته، بانك را سرقت مى كند، گروگان ها را به قتل مى رساند و به همان آسودگى، تاكسى گرفته و از محل متوارى مى شود. بدهيهاى قطعى كشور ۱۱ ميليارد دلار
ياد همگى هست كه در سال ها و ماه هاى گذشته خاتمى و اعضاى دولتش مدام افتخار كردند كه ذخيره ارزى كشور اوج گرفته و بهبود يافته و بازارى ها و دارودسته هاشمى رفسنجانى هم ميگفتند شما هنر نكرده ايد بهاى نفت بالا رفته، عمه آقاى رفسنجانى هم كه بود همين ذخيره ها ايجاد ميشد. تا خاتمى در جريان مرگ نوربخش و معرفى شيبانى نوحه خوان آل عبا به جاى او به صراحت گفت دست هيچ كدام از ما نيست چون مقام رهبرى خودشان دستور هزينه كردن و ذخيره كردن را صادر ميفرمايند. تا آنزمان آن طرف آمار به خورد مردم داده ميشد و سر افتخارش دعوا بود اما ناگهان در همين روزها پرده ديگرى به كار آمد.
از جمله بر اساس آمار بانك مركزى، معلوم شد بدهى هاى قطعى كشور در پايان آذرماه سال گذشته، از ۱۰ ميليارد و ۶۰۴ ميليون دلار گذشت و به گزارش خبرگزارى فارس كه بازارى ها درست كرده اند، بعد از سال ۱۳۷۸، اين اولين بار است كه بدهيهاى قطعى كشور از مرز ۱۰ ميليون دلار گذشته است.
حالا جالب است كه بدانيد بنا به همين گزارش، بدهى هاى قطعى كشور در پايان شهريور ماه سال گذشته ۹ ميليارد و ۶۹۱ ميليون دلار بود و فقط در سه ماه گذشته بيش از يك ميليارد دلار به بدهيهاى كشور افزوده شده است. حالا شما بپرسيد كه اين پول به كجا رفته است.

ادكلن بن لادن در بازار مشهد
اين خبر را هم از بولتن دانشجويان مشهدى بخوانيد كه گرچه به زبان طنز نوشته شده ولى واقعيت دارد: «اين بو را حس مى كنى؟ حس نمى كنى؟ ناپالم، پسر.هيچ چيزديگرى درجهان چنين بوئى ندارد.چه كيفى مى دهد بوى ناپالم را اول صبح احساس كردن.» اين سخنان سرهنگ بيل كيلگور درفيلم «اينك آخرالزمان» (۱۹۷۹) است. اما به تازگى انگارناپالم رقيب گردن كلفتى پيدا كرده است كه بعيد نيست بازار عطر مشهدى خودمان را هم كساد كند!! ادكلنى به نام اسامه بن لادن پرفروش ترين ادكلن پاكستان شده است.اميدوارم دست اندركاران مملكت گوش به زنگ باشند كه مبادا جمعيت ذوب درولايت ازعطرمشهدى دست بردارند به سراغ ادكلن اسامه بن لادن بروند!! خدا آن روز را نياورد!! مى گويند روى شيشه ادكلن هم عكسى از بن لادن با تبسمى مومن كش نقش كرده اند وپشت سرش هم عكس محوى ازآسمان خراشى غرق دردود به چشم مى خورد، لابد داستان ۱۱ سپتامبر.زيرشيشه هم نوشته اند «فرآورده هاى اسلامى»!!
با توجه به اين حديث نبوى كه «درجهان فقط دوچيزرا به راستى دوست مى دارم: زن وعطر» هرچه زودتر بايد به داد عطر مشهدى رسيد!! و توطئه جديد استكبار را خنثى كرد!!

نام الله براى راضى كردن رشوه خوارها
شنيده ايد كه مجلس تصويب كرد كه در مورد رشوه استات اويل نروژ كه به فرزند هاشمى رفسنجانى پرداخت شده بود، تحقيق شود اما شايد نشنيده باشيد كه على هاشمى برادرزاده هاشمى و دارودسته مجيد انصارى سعى خودشان را كردند كه اين تحقيق صورت نگيرد و مردم هم از راديو شنيدند كه چه ماجرا ها شد اما نمايندگان اصلاح طلب مجلس كه توسط شوراى نگهبان بيرون ريخته شدند چون ديگر چيزى براى باختن نداشتند پا را سفت كردند كه ماجرا باشد تا آنكه از دفتر هاشمى تماس گرفتند كه اصرار نكنيد بدتر ميشود بگذاريد هر كار ميخواهند بكنند، ديگر زمانى برايشان نمانده است و كار به دست دوستان خودمان در مجلس هفتم مى افتد. اما طرف ديگر را نگاه كنيد كه در ماه سپتامبر ۲۰۰۳ بود كه در يك حسابرسى داخلى درشركت ملى نفت نروژ استات اويل، پرونده رسوايى رشوه دادن شركت استات اويل به پسر رفسنجانى برملا شد. شركت ملى نفت نروژ براى بدست آوردن يك قرارداد ۳۵۰ ميليون دلارى در تأسيسات نفتى جنوب ايران، ده درصد مبلغ قرارداد را به مهدى هاشمى پرداخت كرده بود. هنوز جزئيات پرونده اين رسوايى روشن نشده است، كه شركت نفتى هيدرو كه يكى از شركت هاى بزرگ دنياست و درزمينه استخراج نفت و گاز فعاليت اقتصادى دارد، رسوايى جديد و بى سابقه اى به بار آورده است.
شركت هيدرو در حال حاضر پروژه عظيم استخراج گاز در اطراف شهراهواز را به عهده گرفته است. اين شركت در سال گذشته دفترى بنام دفتر «هيدرو- زاگرس» در تهران احداث نموده است و پس از تغيير و تحولاتى كه در اين شركت بوجود آمده است، اين شركت به دو قسمت تبديل شده، قسمتى كه نام هيدرو را بر خود نهاده، در روز ۱۱ دسامبر ۲۰۰۳ آرم جديد خود را رسماً به نمايش گذاشت. درست در همان روز افتتاحيه آرم جديد هيدرو خبرنگار سايت اينترنتى نورواچ در دفتر هيدرو -زاگروس در تهران بود، خبرنگار نورواچ در اين باره مى نويسد: در آن موقع همه سر حال و شاد بودند، درهمان روز، مسئول لجستيكى هيدرو، مطلع شده بود كه نقش قايق هاى بادبانى در آرم جديد اين شركت معنى كلمه الله را ميدهد.
خبرنگار نورواچ مى نويسد: كار كردن در كشورى مثل ايران بسيار مشكل است، چرا كه ايران كشورى است با بوروكراسى گسترده، تفاوت فرهنگى ورشوه خوارى زياد. پس از افتتاح آرم جديد هيدرو خبرنگاران اين سايت، موضوع آرم جديد اين شركت را دنبال مى كنند.
سخنگوى مطبوعاتى شركت هيدرو به خبرنگار نورواچ مى گويد: من قبلا شنيده بودم كه آرم جديد مفهومى مذهبى دارد، اما اين موضوع كاملا تصادفى است. ما به هيچ وجه چنين قصدى نداشتيم و اين موضوع هدف اصلى براى طراحى آرم جديد ما نبوده.
آقاى ساكى در پاسخ به خبرنگار نورواچ مى گويد:
آرم جديد هيدرو، الله است، در حقيقت اين ادامه رسوايى استات اويل است كه براى خوشايند جمهورى اسلامى انجام گرفته است. خبرنگار مى پرسد: شركت هيدرو ادعا مى كند كه اين امر تصادفى بوده است، نظرشما چيست؟ نه! اين امربه هيچ وجه اتفاقى نمى تواند باشد، آرم جديد هديه اى است به تمامى دولتهاى اسلامى توتاليتر كه نفت وگاز دارند.
هيدرو و استات اويل مجبورند براى غارت منابع اين كشورها به د ولت ايران و دولتهاى شبيه به آن امتياز بدهند، تا بتوانند با اين كشورها قرار داد نفتى ببندند. اين آرم بطور آشكار نشان ازآن دارد كه شركت هيدرو، جمهورى اسلامى را تائيد مى كند وبراى رژيم ايران احترام قائل است، براى رژيمى كه بطور روزمره حقوق انسانها را پايمال ميكند. بكار گيرى آرم «الله» وسيله است، همانطور كه جمهورى اسلامى با نام الله مردم ايران را كه براى آزادى و دمكراسى مبارزه ميكنند، شكنجه و اعدام مى كند، با نام الله مخالفين را حلق آويز مى كند و با نام الله زنان را سنگسار مى كند.
الله براى شركت هيدرو هم وسيله اى است كه با آن با ايران قرارداد مى بندد و سرمايه ملت ايران را چپاول ميكند، انتظار مردم از كشورهاى غربى بويژه از نروژ به عنوان كشورى صلح دوست بيش از اينهاست، انتظار آن است كه از مبارزات مردم براى دستيابى به آزادى و دمكراسى پشتيبانى كند، رسوايى استات اويل و آرم الله هيدرو خلاف اين موضوع را نشان مى دهد. خبرنگار نورواچ از آقاى فين تيسن مى پرسد نظرتان راجع به ايميل كه برايتان فرستاديم چيست؟
آقاى فين تيسن در پاسخ به اين سئوال مى گويد: سئوالتان چيست ميخواهيد بپرسيد اين آرم هيدرو الله است يا كشتى وايكينگ، درست است؟ وى در پاسخ خبرنگار كه مى پرسد، آيا فكر ميكنيد اين امر اتفاقى بوده يا نه؟ پاسخ ميدهد، اگر اتفاقى نبوده، خيلى خوب طراحى شده.
اين خبر خيلى سريع در مطبوعات نروژ منعكس شد و توجه روزنامه پر تيراژ اين كشور » داگ بلادت » را بخود جلب كرد. اين روزنامه در روز شنبه سوم آپريل، آرم جديد هيدرو و كلمه الله را بطور جداگانه را منتشر نمود و با تيتر درشت نوشت:
الله بر تارك هيدرو
اين روزنامه نوشت، آرم جديد هيدرو در كشورهاى اسلامى به مفهوم الله است و شركت هيدرو كه در ايران سرمايه گذارى سنگينى كرده است، مدعى است كه مسأله شباهت آرم جديد اين شركت با الله تصادفى است، مدير كل ارتباطات هيدرو در مصاحبه خود با روزنامه dagbladet مى گويد: شباهت بين اين آرم و الله كاملا تصادفى است
بعضيها مى گويند آرم شبيه به الله است، بعضى ديگر هم مى گويند شبيه به يك چهره خندان است، ما به طراح اين آرم كه يك شركت آمريكائى در نيويورك است گفته بوديم كه براى طراحى آرم از تركيب ايده هاى مدرنى با شكل كشتى هاى قديمى وايكينگها استفاده كند.
اين در حالى است كه مدير كل لجستيك اين كشور در مصاحبه روز چهارشنبه ۳۱ مارس با روزنامه اينترنتى نورواچ گفته بود كه كه ما قبلا مطلع شده بوديم كه نقش قايق هاى بادبانى آرم جديد هيدرو كلمه الله است.
مدير كل سازمان «آينده در دستان ما» آقاى «آرليد هرمستاد» به روزنامه داگ بلادت مى گويد: خيلى سخت است كه من باور كنم كه اين امر تصادفى بوده است.
روزنامه داگ بلادت از طريق سايت اينترنتى خود در اين باره از خوانندگان خود نظر سنجى ميكند و از خوانندگان خود مى خواهد به سئوالات زير پاسخ دهند: آيا آرم جديد هيدرو بطور كاملا اتفاقى بوده است، عمدى و آگاهانه بوده يا تصادفى؟ تا مقطع تهيه اين گزارش ۶۰۶ نفر در اين نظر سنجى شركت نموده اند كه آمار آن به قرار زير است:
كاملا اتفاقى: ۲۵‎/۶%
هدفمند و آگاهانه: ۴۷%
تصادفى: ۲۷‎/۴%
الله بر تارك هيدرو

نشریه نیمروز

  نظر بدهید:  


Comments: Post a Comment
آزادیخواهان مشهد @ Copyright 2004
 
E-mail: mashhad_azaadikhah@yahoo.com