سیاست
  دکتر محمد مصدق
  دکتر شریعتی
  دکتر حسن ماسالی
  بنی صدر
  رضا پهلوی
  نوری زاده
  سیاوش اوستا
  میبدی
  طبرزدی
  دکتر اهورا يزدي
  عماد باقی
  اکبر گنجی
  نهضت آزادی
  ملیون ایران
  ایران امید
  چه باید کرد
  تبریز نیوز
  پیک ایران
  خبر نامه گویا  
  جمعیت زنان
  جنبش آشتی ملی
  همبستگی ملی ابران
  حزب مشروطه ایران
  زنان ایران
  گزارشگر
گزارشات مستند
وب لاگهای سیاسی
  جبهه دمکراتیک دفتر مشهد
  امیر برای ایران
  آژانس خبری آینده سازان
  آبادان بلاگ
  اتحاد
  جوانان زیر آفتاب
  دغدغه
  کودک ایران
  زادگاه مهر
  سعيد ديگر
  Reza Pahlavi Fans
اطاق گپ زدن
یاهو;Yahoo Messenger  آزادیخواهان مشهد
آرشیو
  01/04/2004 - 01/11/2004  
  01/11/2004 - 01/18/2004  
  03/07/2004 - 03/14/2004  
  03/14/2004 - 03/21/2004  
  03/21/2004 - 03/28/2004  
  03/28/2004 - 04/04/2004  
  04/04/2004 - 04/11/2004  
  04/11/2004 - 04/18/2004  
  04/18/2004 - 04/25/2004  
  04/25/2004 - 05/02/2004  
  05/02/2004 - 05/09/2004  
  05/09/2004 - 05/16/2004  
  05/16/2004 - 05/23/2004  
  05/23/2004 - 05/30/2004  
  05/30/2004 - 06/06/2004  
  06/06/2004 - 06/13/2004  
  06/13/2004 - 06/20/2004  
  06/20/2004 - 06/27/2004  
  06/27/2004 - 07/04/2004  
  07/04/2004 - 07/11/2004  
  07/11/2004 - 07/18/2004  
  07/18/2004 - 07/25/2004  
  07/25/2004 - 08/01/2004  
  08/01/2004 - 08/08/2004  
  08/08/2004 - 08/15/2004  
  08/15/2004 - 08/22/2004  
  08/29/2004 - 09/05/2004  
  09/19/2004 - 09/26/2004  
  10/03/2004 - 10/10/2004  
  10/10/2004 - 10/17/2004  
  10/24/2004 - 10/31/2004  
  10/31/2004 - 11/07/2004  
  11/07/2004 - 11/14/2004  
  01/30/2005 - 02/06/2005  
  02/06/2005 - 02/13/2005  
  02/27/2005 - 03/06/2005  
  05/01/2005 - 05/08/2005  
  صفحه اصلی  
   
جستجو در سایت
      
کتابها
  براي دريافت کتاب «سیر تحول و عوامل بحران مداوم آن» اثر دکتر حسن ماسالی اينجا را کليک کنيد
 
  براي دريافت کتاب « اقتدارگرايان عليه حقوق بشر » اثر حشمت الله طبرزدي اينجا را کليک کنيد
 
 

Everything by Muhammad


تهران داغ داغ -على مستعلى زاده

همه شان به جان هم افتاده اند، ما ميترسيممردم ميگويند امام زمان بوش كى مى آيد
بم براى اسلامى شدن بايد صبر كند و بميردآخوندها از دانشگاه هاوائى، مدارك قلابى دريافت مى كنندقتلهاى پاكدشت براى مردم مهمتر از بحران هسته اى استيك روحانى: اگر بمب اتم به دست ما آخوندها بيفتد ديگر خدا را بنده نيستيمپول صندوقهاى قرض الحسنه را هيأت مؤتلفه خورد و طلب مردم به دوش دولت افتادجزوه هاى دانشجوئى افشاگرى ميكنند

تهران از داغى افتاده و دارد برگ هاى پائيزى پيدا ميكند و زرد ميشود. با اينهمه اما شهر از داغى نيفتاده و تازه دارد داغ ميكند. در
تاكسى بودم راننده كه از چهره اش پيدا بود از آن آدمهاى زجركشيده و سوخته است ميگفت آقا من دارم ميترسم شما نميترسيد. من و دو مسافر ديگر كه داشتيم از طرفهاى سى مترى به طرف دانشگاه يعنى ميدان ۲۴ اسفند ميرفتيم نگاهى از روى تعجب به هم انداختيم، شايد هم فكر كرديم كه طرف مى خواهد قيمت تاكسى را بالاتر ببرد اما او گفت ببين برادر چه خبر است. مجلس با دولت بد است و هر كارى كه بتواند براى زمين زدن خاتمى ميكند. توقفى كرد و پرسيد درست است، ما سرى تكان داديم يعنى آره درست است، بقيه حرفت را بزن.

گفت وزارت اطلاعات و سپاه هم سر فرودگاه با هم دعوايشان شده است، درست است. باز ما سرى تكان داديم. گفت همه ميدانند كه
هاشمى و خامنه اى هم بعد از زندانى شدن كرباسچى كارد و پنيرند و مدتهاست كه شايع شده كه دنبال يك سعيد امامى مى گردند كه تكليف هاشمى را روشن كند مثل خيلى ديگر از مخالفان خامنه اى. راننده به اينجا كه رسيد ديگر من هم داشتم ميترسيدم بقيه هم همينطور. همه مان از هم ميترسيديم. دو نفر پياده شدند و يك نفر سوار شد و راننده ادامه داد كه شنيده ايد محسن رضائى كه خودش را دكتر مهندس كرده از دفتر خامنه اى انتقاد كرده كه چرا ترتيب جلسه اى داده كه دكتر ولايتى از آن استفاده تبليغاتى براى انتخابات رياست جمهورى كند و پهلوى آقا بنشيند. راست هم ميگويد اما چه جرأتى دارد كه اين حرفها را ميزند. لابد هوس كرده كه حكم شهردارى برازجان هم بگيرد و سوت شود به آنجا تا به حال كه از فرماندهى سپاه برش داشته و گذاشته اند تا زير دست هاشمى تمرين كاسبى كند و شنيده شده كه خوب هم تمرين كرده و حالا كه ميخواهد خودش كانديدا شود چه حرصى ميخورد از دكتر ولايتى كه به نظر او آدم بى عرضه اى است كه يك بار هم پايش را در جبهه نگذاشته است....

راننده تاكسى همينطور فهرست اختلافات را ميشمرد تا به آنجا رسيد كه خبرهاى جالبى از رزمايش عاشورا داد كه هفته گذشته از فيلم ها و گزارشهاى آن، مردم را كشتند و آنقدر با آن قارقارك هاى نظامى مانور رفتند و در بخش هاى خبرى با جمله هاى قلنبه و رجزخوانى هاى مفصل پخش كردند كه مردم شروع كردند به دقت كردن. مى گفت در جريان رزمايش رحيم صفوى و فيروزآبادى رئيس ستاد نيروهاى مسلح دعوايشان شده است چرا كه موشكى را آزمايش ميكردند كه گفته بودند برد استراتژيك دارد اما درست مانند موشك فتحعلى شاه از هم پاشيد و ده تا از سربازهاى بيچاره را كشت و بعدش رحيم صفوى دست به داد و قال گذاشت و فرمانده موشكى را بركنار كرد ولى بلافاصله فيروزآبادى او را آماده كرد كه به عنوان دفتر ستاد آماده دادن گزارشى به خامنه اى باشد كه روز آخر مانور رفته بود به منطقه. در آنجا دعوا علنى شد.

خامنه اى از هر دو خواست كه فعلا چيزى نگويند و فردا در دفتر او باشند. اما شبش فيروزآبادى براى اينكه روى رحيم صفوى را كم كند در برنامه دوم سيما نشست با آن هيكل قناس و قلمبه اش كه بيشتر به درد قصابى ميخورد تا سردارى و افتخارات خودش را برشمرد و از جمله گفت كه معاون ميرحسين موسوى بود و از همان موقع طرحى ابتكارى داده و سپاه و ارتش را مجبور به اجراى آن كرده كه امروز شده همين افتخارات موشك شهاب كه همه دنيا را به وحشت انداخته است. ميگويند پخش اين برنامه صداى خامنه اى را بلند كرده و به همين جهت در انتهاى آن به دستور ضرغامى كه خودش سپاهى است گوينده گفت هفته آينده از افتخارات سردار رحيم صفوى هم خواهم شنيد و حالا مقرر شده كه او هم بيايد و رجز بخواند. البته در صورتى كه مانند دفعه قبل هى در طول برنامه سردار فرمانده محسن رضائى نكند و حواسش باشد كه چطور و چرا فرمانده شده و محسن چرا بركنار شده است. رسيده بوديم به ميدان انقلاب و راننده تاكسى همينطور ميگفت و از شما چه پنهان من و مسافرهاى ديگر با نگرانى از اينكه او مأمور باشد هيچ چيزى نمى گفتيم اما عصرش فهميدم همه حرفهايش درست بود كه ميگفت همه شان با هم اختلاف پيدا كرده اند و خدا عاقبت ما را به خير كند. آن وقت كه اختلاف نداشتند چه گلى به سر ملت زدند چه برسد به حالا كه وحدت كلمه شان هم از بين رفته است.

و به گفته يكى از استادانمان در مجلس خبرگان هم باز على فلاحيان كه خودش را در راه بازگشت به وزارت اطلاعات مى بنيد رسماً گفته است كه مجلس بايد شاهرودى را به نيابت رهبرى انتخاب كند كه غافلگير نشويم. اين حرف چنان صداى هاشمى و مشكينى را بلند كرده كه نگو. حالا با اين وضعيت آن راننده مسافركش كه بى خودى فكر ميكرديم مأمور اطلاعات است من هم دارم مى ترسم. امام زمان بوش حالا شما بگو چرا مردم ايران روى ديوارها مينويسند يا امام زمان عجل على ظهورك و بالاى آن ابرو باز ميكنند و مى نويسند بوش. در نتيجه جمله ميشود «يا امام زمان بوش عجل على ظهورك» يكى از دانشجويان در وب لاگش درباره همين موضوع نوشته است: فرهنگ انتظار، فرهنگى كه همواره به دنبال يك ناجى است، فرهنگ مسئوليت گريز است. در انتظار ناجى آسمانى و يا ناجى خارجى ماندن براى آن كه ما را از چنگ آخوندهاى خودكامه نجات دهد خيال خامى است كه محكوم به شكست است. و طبعا زمانى بخش بزرگى از جامعه به اين فرهنگ پناه مى برد و به ناجى آسمانى و يا خارجى دل خوش مى دارد كه از خود بيگانه و نوميد شده باشد. و حالا اين روزها وقتى با جوانان، دانشجويان و يا مردم معمولى كوچه و بازار در ايران حرف مى زنى، مى بينى كه كم نيستند كسانى كه به جورج بوش اميد بسته اند. مى گويند اى كاش او بيايد و ما را از شر اينها نجات دهد. و البته رشد اين توهم درجامعه، پس از شكست اصلاحات حكومتى، يك فاجعه ملى است. فاجعه اى كه همگان از حاكمان تبه كار گرفته تا اصلاح طلبان بى رمق و بى لياقت و اپوزيسيون پراكنده، بى عمل و سرگردان در پيدايش آن همدست اند.
هيچ كس براى نجات ما نمى آيد، نه مهدى موعود و نه قدرت اشغالگر خارجى. هيچ نيروى دخالت گر نظامى خارجى نمى تواند براى ما ايرانيان آزادى و استقلال و سربلندى به ارمغان آورد. اگر بيايند، ما از اين هم بدبخت تر و مستاصل تر مى شويم. بايد به خود آئيم و بپذيريم كه از ماست كه برماست. و فقط ما يعنى ما دانشجويان، نسل جوان يا روشنفكران و ما ميهن پرستان ايرانى هستيم كه بايد دست به دست هم دهيم و براى چاره دردمان به پا خيزيم و هزينه براندازى استبداد را متحمل شويم. و تا چنين تحولى در ايران رخ ندهد در بر همين پاشنه مى چرخد. اما اگراراده اى براى مبارزه با استبداد دينى حاكم در ما برانگيخته شود، اگر اتحادى وسيع از همه مخالفان استبداد شكل گيرد و جنبش ملى ضد استبدادى نفس تازه كند، آنگاه البته در شرايط مناسب جهان امروز، جامعه جهانى نيز همچون پشتيبانى موثر و نه دخالت گر و اشغالگر به كمك ما برمى خيزد. و اين حرفها را به اين مناسبت دراين هفته يادآور مى شويم كه در آستانه آغاز مهر ماه يعنى گشايش مدارس و دانشگاهها هستيم و پس بايد يادآور شويم كه جنبش دانشجويى و ميليونها جوان دانش آموز و يا دانش آموخته پتانسيل عظيمى براى تحول دارند كه اگر به كار افتد همه چيز را در ايران دگرگون مى كند. اما در نوميدى ماندن و يا در انتظار ناجى ماندن اين پتانسيل عظيم را عقيم مى كند؟

اتمى يا پاكدشت

در زمانى كه تمام كوشش صدا و سيما و روزنامه هاى ولايتى اين شده كه به مردم بگويند دنيا دارد به ما زور ميگويد و ميخواهند ما را از دستيابى به انرژى هسته اى محروم كنند اگر فكر كرده ايد مردم ككشان مى گزد اشتباه كرده ايد. گرچه هستند كسانى كه مانند يكى از روحانيون شهرما كه گوشه نشين است و ميگويد اگر ما آخوندها به اتم هم دسترسى پيدا كنيم ديگر خدا را بنده نيستم، تازه اگر خودمان هم بنده باشيم اين مريدهائى كه دورمان را گرفته اند مانند حسين شريعتمدارى و حسن شايانفر معاونش و على فلاحيان و معاونشان، نخواهند گذاشت، ولى به هر حال مردم به اين داستان هيج علاقه اى ندارند و اگر هم مردم دنيا نگران شده اند اين نگرانى در مردم ايران نيست كه در هر حادثه اى سراغ مناسبتى ميگيرند كه اينها اشتباه كنند و به گرفتارى بيفتند اما اگر به بمب اتمى و تصميم هاى آژانس انرژى اتمى بى اعتنا هستند در مقابل از خون بچه هايشان نمى گذرند. به آن نشانى كه آنقدر در مقابل حادثه پاكدشت مردم ناله و نفرين كرده و به تلفن هاى صدا و سيما تلفن كرده اند كه گويا خبرش به آقا هم رسيده و حضرات را با خبر كرده است كه يك هفته بعد از فاش شدن ماجرا يقه همديگر را گرفته اند تا بلكه يكى را دراز كنند و خلاص شوند. آخر جالب و غم انگيزست كه در كنار گوش ام القراى اسلام ۲۹ نفر كشته شده اند و دستگاه عريض و طويلى كه وانمود ميكند همه جا را مواظب است ككش هم نگزيده تا بچه اى دم مرگ از دست قاتل فرار كرده و بعد از هفت عمل جراحى سالم مانده و به حرف افتاده و تازه پليس و آگاهى بيدار شده اند. به هر حال شهر تهران و بلكه همه ايران از ماجرا تكان خورده است از ماجراى قتلهاى پاكدشت. قتل هولناك بيش از ۲۹نوجوان تهرانى به دست دو قاتل خطرناك به مدت يكسال و نيم بار ديگر بى لياقتى و ناتوانى نيروى انتظامى رژيم اسلامى را در مقابله با بزه كارى هاى اجتماعى به نمايش گذاشت. در هفته گذشته برخى از روزنامه هاى وابسته به رژيم و عده اى از كارگزاران جمهورى اسلامى از جمله مهدى كروبى با اشاره به اين جنايات بطور ضمنى از نيروى انتظامى انتقاد كردند. اما هيچ يك از آنها طبعا به اين واقعيت اشاره نداشتند كه در نظام اسلامى حاكم بر ايران، نيروهاى انتظامى، و گروههاى فشار، دايره منكرات و دستگاههاى عريض و طويل قضائى و امنيتى و بسيج و سپاه هيچ يك براى خدمت به امنيت و آسايش مردم نيستند بلكه سران و فرماندهان اين دستگاهها فقط خود را براى مقابله با مخالفان و منتقدان و ناراضيان آماده كرده اند و در رشته سركوب نويسنده، روزنامه نگار، دانشجو و روشنفكر و هر آنچه و هر آن كس كه با ذائقه رژيم ولايت سازگار نيست تخصص پيدا كرده اند. بدينسان است كه هر از چندى معلوم مى شود كه عده اى از مردم بيگناه در تهران، كرمان، مشهد و يا هر جاى ديگر ايران قربانى دست جنايتكاران حرفه اى شده اند و اتفاقا در عمده اين موارد قاتلان خود وابسته به دستگاههاى نظامى و امنيتى نظام هستند. در مورد همين جنايتكاران جنسى كه اين همه در يكسال و نيم گذشته آدم كشته اند نيز به گفته مهدى كروبى يكى از قاتلان قبلا دستگير شده اما دستگاه قضائى وى را آزاد كرده است. مهدى كروبى در انتقاد به غفلت نهادهاى اطلاعاتى و انتظامى در مورد اين گونه جنايات مى گويد: «من از نهادهاى اطلاعاتى و برخى نهادهاى ديگر كه نسبت به مسايل سياسى حساسيت دارند و به قول خودشان مى گويند بعضى افراد را به صورت دائم مونيتور مى كنند، گلايه دارم كه چرا نسبت به چنين مسايلى كه با حيثيت نظام، مردم و كشور ارتباط مستقيم دارد، حساسيت لازم را به خرج نمى دهند.» جزوه هاى دانشجوئى هنوز دانشگاه ها رسماً باز نشده جزوه هاى دانشجوئى سرازير شده است و انگار خداوند ترس را براى نويسندگان اين جزوه ها خلق نكرده كه هر چه ميخواهند از اوضاع مينويسند. دستگاه دلش خوش است كه روزنمه ها را بسته و با خيال راحت ميتواند هر كار كه ميخواهد بكند. يكى از اين جزوه ها درباره خبر دستگيرى سعيد مطلبى و جوانهائى بود كه در سايت هاى مربوط به جبهه مشاركت كار ميكردندجزوه اول [زندان هاى نامعلوم]: هفته اى گذشت. زندانها ى نامعلوم، چهار ديوارش نويسندگان را محصور كرده. نه سازمانى كه پاسخگو باشد، نه دولتى كه از جان شهروندش دفاعى كند. ديكتاتورى همين است ديگر. يك هفته است كه از سرنوشت و مكان بازداشت كنندگان، دليل بازداشتشان، كسى كه دستور بازداشت را صادر كرده و هر چه و هرچه كه مربوط بدان باشد خبرى به كسى كه هيچ به خانواده هاشان هم نمى رسد. تا بوده همين بوده. يك نفر را مى گيرندو خبرى از آن به دست نمى آيد. در برابر همه اعتراضات و نامه هاى فرستاده شده به انواع سازمانهاى حقوق بشرى و غير ه و غيره سكوت مى كنند، اوضاع كه آرامتر شد، انواع و اقسام اتهام را مى زنند و تا بفهمى كه چى به چى است مدت زمان زيادى است كه طرف در زندان مانده، از اين به بعد است كه بايد زمين و زمان را به هم دوخت كه اين زندانى سياسى را آزاد كنيد. در اين داستان ها تصوير عاطفه ها محو مى شود. در پس پشت اين حمله هاى بيرحمانه سياسى كه هر روزه و هر جا آنها را مى شنويم لطيف ترين عاطفه كودكان معصوم و مادران داغديده و پدران و به طور كلى خانواده ها و احساسات بشرى و انسان دوستانه لگدكوب شده و هيچ كس برآنان وقعى نمى نهد. آنان كه براى جان انسان ها به سادگى تصميم گيرى در مورد حيات يك حشره تصميم مى گيرند حاكمان بى چون چرا و خودكامه ايران هستند. آن مادرى كه دورى فرزند را از صبح تا شب تاب ندارد، از اينكه مى شنود پسر نازنين اش معلوم نيست در كدام زندان است و در چه وضعى به سر مى برد چگونه شب را صبح كند. كودكى كه هر شب منتظر آمدن پدر است را چگونه آرام كنند كه پدرت نمى آيد، چگونه به او بگويند كه پدرت پرنده بود در قفسش كرده اند؟ حكايت غريبى است. زندان وشكنجه و قتل و غارت و ظلم و داد و بيداد و. . . بيش از همه خانواده ها را داغدار مى كند. گاهى هم بر عكس شده: ضرب المثل معروفى داريم: گنه كرد در بلخ آهنگرى، به شوشتر زدند گردن مسگرى. اينبار برعكس شده پسر در ينگه دنيا بر عليه حكومت مى نويسد پدرش را در ايران مى گيرند. گروگان گيرى. جزوه دوم [دفتر نمايندگى ولايت فقيه بخواند]: آيا خامنه اى خبر دارد كه در حكومت اسلامى تحت رهبرى اش پدر سال خورده اى را گروگان گرفته اند تا فرزند نويسنده اش چيزى نگويد و چيزى ننويسد؟ آيا خبر دارد كه مأموران حكومتش پيش از اين دستگيرى مى خواسته اند با باج گيرى سى ميليون تومانى، صداى اين نويسنده جوان را در گلو خفه كنند؟ آيا خبر دارد كه اين خبرنگار به خاطر نوشتن مطلب در وب لاگش، چند هفته پر از وحشت و آزار را در زندان هاى حكومت عدل» على «گذرانده و بعد از وادار شدن به سكوت مجبور به ترك خانه و كاشانه و وطنش شده است؟ آيا خبر دارد كه نويسندگان دور از وطن از شر اشباح مستقر در جام جم تهران و حفاظت اطلاعات هاى رنگارنگ در امان نيستند و مدام «اى ميل» هاى تهديدآميز دريافت مى كنند؟ آيا خبر دارد كه چند وب لاگ نويس جوان را كه تنها جرم شان نوشتن در اينترنت بوده است بازداشت و آنها را در محل هاى مخفى حبس كرده اند؟ آيا خبر دارد كه اين بازداشتگاه ها آن قدر مخفى است كه حتى مشاور رئيس جمهور هم قادر به پيدا كردن فرزند دستگير شده اش در آنها نيست؟ اگر خبر دارد كه شريك جنايت است، و اگر خبر ندارد شايسته رهبرى كشور نيست. خامنه اى بايد خوب بداند كه اين حكومت عدل على نيست كه كشور را اداره مى كند بلكه حكومت پدر خوانده اى است كه حتى توان نظارت بر اعمال فرزندان جنايتكارش را ندارد. اين حكومت ترور و وحشت و گروگان گيرى ِ دولتى است كه سيد على خامنه اى مفتخر به رهبرى آن است. منتظرى به خمينى نوشت كه اطلاعات شما روى ساواك شاه را سفيد كرد. اكنون كار جمهورى اسلامى به جائى رسيده است كه بايد به خامنه اى بگوييم دستگاه هاى اطلاعاتى و امنيتى موازى و غير موازى و رسمى و غير رسمى شما با كارهايى كه مى كند روى اطلاعات زمان خمينى را سفيد كرده است. هرچند مقامات قضائى، نارضايتى و فرمان رهبر معظم انقلاب را به پشيزى نمى گيرند و در مواردى مانند آنچه كه براى آقاجرى پيش آمد «گوش به فرمان» او نيستند، ولى بهتر است ايشان تلاش فرمايند براى جلوگيرى از روسفيدى بيشتر جلادان ِ پيشين و فضاحت و رسوايى در سطح بين المللى، به اين گروگان گيرى بى شرمانه هر چه زودتر خاتمه داده شود. مدارك قلابى و كشف ماجرا بعد ده سال حالا بخوانيد ماجراى شيرين دانشگاه بين المللى هاوائى را كه هفته گذشته موضوع روز تهران بود. ميگويند كشف بزرگى كرده اند و يك دانشگاه امريكائى را كه مشغول تهاجم فرهنگى بوده كشف كرده اند و حسين شريعتمدارى سربازجوى اوين هم كاشف اين است و درنمازمغرب و عشا به اطلاع رهبر جمهورى اسلامى رسانده و ايشان هم با ظاهر بيخبرى كه به خود ميگيرد و تمرين دادگاهى مانند دادگاه صدام را ميكند كه بگويد من بى خبر بودم اين حرفها دروغ است. ايشان به لفظ مبارك به حسين بازجو ميگويند تكليف شماست كه افشاگرى كنيد و نترسيد. اما حسين بازجو ميترسد چرا كه وقتى اسامى به دستش ميرسد متوجه ميشود يكى از بچه هاى آقا و دو خواهرزاده هايشان و يكى از خواهرزاده هاى زنش در آنجا درس ميخوانند و دارند دكترا ميگيرند. اما آقا اجازه ميدهند منتها بدون اسم و جنجال شروع ميشود محض سرگرمى. اما حالا بخوانيد اسامى عده اى از پنج هزار نفرى كه از اين دانشگاه كه رئيس هيأت امنايش آيت الله بجنورى آخوند محقق است كه گاهى هم اداى مخالف خوان را در مياورد و به اصلاح طلبان راه ميدهد. ايشان رئيس مركز عالى تحقيقات قضائى است و نوه بنيانگذار حوزه علميه قم. اما داستان به همينجا تمام نميشود بلكه مشترى ها بيشتر آخوندها هستند كه بيسوادى خودشان را با گرفتن مدركى از اين دانشگاه مى پوشانند. همان كارى كه عباسعلى على زاده رئيس دادگسترى تهران و اژه اى رئيس دادگاه ويژه روحانيت و سه تن از قضات ديوانعالى كشور، عده اى وزير و نماينده مجلس و از همه مهمتر در حدود سيصد نفر از قوه قضائيه مدرك دانشگاه هاوائى را گرفته اند. نام آقازاده ها غوغا ميكند كه وقتى هم گرفتار شده اند گفته اند چطورست كه محسن رضائى و فيروزآبادى ميتوانند با مدرك هاى قلابى دانشگاه آزاد كه همفكرشان جاسبى برايشان صادر كرده است خود را دكتر جا بزنند ولى حسين الله كرم بيچاره نميتواند. مسخره بودن ماجرا از اينجا معلوم مى شود كه اين دانشگاه ده سال است كه به دستور هاشمى رفسنجانى در كيش مشغول به كار بوده و هشت هزار دانشجو گرفته و از هر كدامشان بين يك تا دو ميليون تومان كه جمعش بر خلاف محاسبه روزنامه كيهان نمى شود هشتصد ميليون بلكه درستش شانزده ميليارد تومان است و تازه اين هم نيست بلكه در اين فاصله ده ها ساختمان به عنوان آموزشگاه گرفته اند كه بعضى ها را فروخته و بعضى را به ديگران اجاره داده اند. صندوقهاى قرض الحسنه در كار قاچاق و پولشوئىدو سال قبل، جمعى از مديران صندوقهاى قرض الحسنه در اعتراض به مصوبه دى ماه سال ۸۱ هيأت دولت مبنى بر واگذارى مسئوليت نظارت بر عملكرد اين صندوقها به بانك مركزى در محل سازمان اقتصاد اسلامى تجمع كردند، معلوم بود كه اين غائله به سادگى حل نخواهد شد و معلوم بود كه پشتشان به جائى گرم است اما با گذشت دو سال و در حالى كه وزير اقتصاد را هم عوض كردند تا مزاحمى در كار نباشد اما كار عيب اساسى پيدا كرده است و آن مربوط ميشود به جلوگيرى از پولشوئى ها كه باعث شده كار اين صندوقها از دست بازارى ها خارج شده است اما آنها هم ضرر نكرده اند و بلكه چون همه سپرده ها را به دوبى منتقل كرده بودند حالا مانده اند مانند انار آب لمبو كه چيزى در آنها نيست و مردم هم دستشان به جائى بند نيست و حالا بازاريها دارند زور مى زنند كه دولت از طريق پول نفت كه بالا رفته پول سپرده گذاران را بدهدتا آنها نجات پيدا كنند. همين هفته خبر رسيد كه مردم در شيراز و اصفهان اعلام كرده اند با توجه به آنكه دولت نميگذارد آنها طلب خود را از هيأت هاى امناى صندوق ها وصول كنند به زودى دست به خشونت خواهند زد. در آن روز زمستانى، هنوز بحران قرض الحسنه ها آن طور كه ظرف ماههاى اخير فراگير شده، بروز نيافته بود. اما مصوبه دولت در خصوص نظارت بر عملكرد صندوقها، چنان بر مديران قرض الحسنه و سازمان اقتصاد اسلامى گران آمد كه تقى خاموشى عضو هيأت مؤتلفه و منصوب خامنه اى در اتاق بازرگانى كه به هيچ وجه هم عوض كردنش ممكن نيست و خودش يكى از موسسين سازمان اقتصاد اسلامى است در جمع معترضين تصريح كرد: «ما به زودى اعتراض خود را از طريق تريبونهاى نماز جمعه به گوش مردم و مسئولان ميرسانيم.» علاءميرمحمد صادقى-عضو ديگر هيأت مؤتلفه كه رئيس هيأت مديره سازمان اقتصادى اسلامى است و او هم كه سابقه حضورى طولانى را در هيأت رئيسه اتاق بازرگانى، صنايع و معادن ايران دارد- نيز در همان جمع تشكيل صندوقهاى قرض الحسنه را سنتى الهى خواند و هشدار داد كه عدهاى با اين كار [نظارت] ميخواهند اين سنت را از بين ببرند. او با اشاره به اينكه صندوق هاى قرض الحسنه قادرند تا برعملكرد خود نظارت داشته باشند، گفت: «صندوقهاى قرض الحسنه در مساجد تشكيل شده اند و فعاليت آنها باعث خشنودى آقا امام زمان است. «ميرمحمد صادقى در همان روز زمستانى و در جمع مديران معترض صندوق هاى قرض الحسنه تأكيد كرده بود كه اجازه دخالت دولت در كار صندوق هاى شرعى را نخواهد داد. مقاومت مديران قرض الحسنه ها، لابيهاى قدرتمند آنها و نفوذ سياسى گردانندگان اين موسسات باعث شد تا نه آن مصوبه كه تمام تلاشهاى پس از آن براى نظارت بانك مركزى بر صندوقهاى قرضالحسنه هم راه به جايى نبرد. مدت زمان كوتاهى پس از تصويب مصوبه ناكام دولت در دى ماه ۸۱ بحران قرض الحسنه ها علنى شد و هر روز شهرى از شهرهاى ايران ، صحنه ورشكستگى يكى از اين صندوقها شد. تمام تلاش وزارت اقتصاد و مسئولان بانك مركزى براى نظارت بر اين موسسات مالى نيز تنها به هشدارهاى گاه به گاهى تبديل شد كه از مردم ميخواستند تا سرمايه هاى خود را در اين باتلاقهاى مالى سپرده گذارى نريزند. هرچند كه مدافعان قرض الحسنه ها، همين هشدارهاى حداقلى را عامل ايجاد بحران به وجود آمده و عدم اعتماد مردم به صندوقها ميدانند، اما واقعيت اين است كه روند در پيش گرفته شده از سوى مديران قرض الحسنه ها كه به جاى آشنايى با مسائل پولى و بانكى تنها وابسته به نهادى يا سازمانى بودند كه كار دريافت مجوز تاسيس صندوق قرض الحسنه از اداره اماكن نيروى انتظامى را تسهيل ميكرد، به جايى غير از ورشكستگى ختم نشد و پولها كه به دوبى منتقل شده بود در همانجا ماند و كار مردم به جائى نرسيد كه نرسيد. به اين ترتيب كارشناسان معتقدند كه بازارى ها و به خصوص هيأت مؤتلفه اى ها دليل آنكه عقب نشينى كردند اول آن بود كه دست شان رو شد و ديگر آنكه با هشدار خارجى ها به حضور ايران در جريان جهانى پولشوئى نزديك بود كارى به دست صندوق اقتصاد اسلامى بدهند كه اصل سرمايه بازارى ها و هيأت مؤتلفه همانجا است. مهمتر از تمام اين فعاليت هاى پيدا و پنهان قرض الحسنه ها، شبهه انجام پولشويى در سطح پنهانكارى بعضى از آنها است كه هر از گاهى از سوى مسئولى يا كارشناسى زمزمه ميشود، اما كمتر از سوى دستگاه هاى قضائى و انتظامى مورد توجه و پيگرد قرار گرفته است. نخستين بار مهدى صحرائيان- مدير پروژه مطالعاتى پولشويى در ايران كه به سفارش سازمان ملل انجام شد- بحث پولشويى توسط بعضى از قرض الحسنه ها را مطرح كرد. ارتباط معنادار تعداد قرض الحسنه ها در مسير ترانزيت مواد مخدر و مكانيسم روند پولشويى كه يكبار ديگر نام اسكله هاى غيرمجاز، تجارت پنهان و حضور برخى، سازمانهاى ذى نفوذ و صاحب قدرت در اين قضايا را مطرح ميكرد، فعاليت قرض الحسنه ها و لزوم نظارت بر عملكرد آنها را از بحثى صرفاً اقتصادى و مرتبط با حوزه هاى سياست هاى پولى و مالى به حوزه سياست كشاند. هر چند كه ويژگيهاى مشترك مديران قرض الحسنه هاى نوع دوم و بسيارى از تعاونيهاى اعتبار از همان ابتدا شبهه سياسى بودن مقاومتها و بحث تامين منابع مالى بعضى از گروه هاى سياسى نوظهور در عرصه سياسى ايران را دامن ميزد، اما نشانى هايى كه از مطرح شدن بحث پولشويى به دست ميآمد، هرچه بيشتر تحليل ها را به اين سمت سوق داد، ضمن آنكه ويژگى هاى مشترك مديران صندوقهاى قرض الحسنه نوع دوم و بسيارى از تعاونيهاى اعتبار نيز بر اين تحليلها دامن زد. اگر چه به دليل نداشتن ترازنامه و صورتهاى مالى شفاف، ردگيرى سرمايه گذاريها و سودهاى ناشى از فعاليت اين صندوقها دشوار و يا حتى غيرممكن است، اما اين گمان كه منابع مالى حاصل از فعاليت آنها صرف تامين هزينه هاى بعضى از احزاب سياسى نزديك به اين صندوقها ميشود، گمان هائى است كه به طور جدى در سطح صاحبنظران اقتصادى و سياسى مطرح است. شايد با فهم كاركرد سياسى صندوقهاى قرض الحسنه نوع دوم و بعضى از تعاونيهاى اعتبار درك مقاومت سخت آنها از تحت نظارت قرار گرفتن بانك مركزى قابل هضم باشد، چرا كه با تحليل رفتارهاى اين مقاومت سرسختانه برپايه مفروضات صرف اقتصادى، كمى عجيب به نظر ميرسد. به طور مثال اين سئوال كه چرا خيرخواهان فعال در اين صندوقها تا اين اندازه با نظارت نهاد سياستگزارى در حوزه هاى پولى و مالى مخالف هستند و آن را عامل نابودى فعاليت هاى غيرانتفاعى و خيرخواهانه! خود ميدانند، بدون در نظر گرفتن مفروضات سياسى و فعاليتهاى پنهان اين صندوقها بى پاسخ ميماند. خلاصه اش اينكه صندوق هاى قرض الحسنه درست در زمانى توسط هيأت مؤتلفه اى ها رها ميشود كه ميليارد ها پولشان از كشور خارج شده و در بازار پولشوئى نام ايران را در طراز اول ها كاشته اند الان هم به رأى دادگاه هاى اسلامى دولت دارد موظف ميشود كه سرمايه و سپرده مردم را بدهد و جان هيأت مؤتلفه اى ها را خلاص كند. اگر هم دولت مقاومت كند يا استيضاحش ميكنند و يا منتظر مى مانند تا سال آينده كه قرارست خودشان سركار بيايند. اما در اين ميان باز هم هستند صندوقهائى كه مقاومت ميكنند و ميگويند اين صندوقها متعلق به مردم است و دولت و مجلس به هيچ عنوان حق دخالت در عملكرد آنها را ندارند. نماينده تحميلى خوى در مجلس مى گويد به جهت تشريفات ادارى موجود در بانكها، مردم به صندوقهاى قرض الحسنه اقبال زيادى پيدا كرده اند و در عمل نيز شاهد خدمات ارزنده اى در جامعه از سوى اين صندوقها بوده ايم. مجتبى قائم مقامى- عضو هيأت بررسى مسائل صندوق هاى قرض الحسنه- نيز در اين باره ميگويد: دست اندركاران صندوقهاى قرض الحسنه معتقدند كه اگر نظارت مستقيم بانك مركزى بر كار قرض الحسنه باشد، در درازمدت به تعطيلى قرض الحسنه ميانجامد. او ادامه ميدهد: افراد نيكوكار بنابه انگيزه هاى الهى سرمايه شان را در صندوقهاى قرض الحسنه ميگذارند و حاضر نيستند زير بار بانك مركزى بروند. رضا اصفهانيها- ديگر عضو هيأت مديره بررسى مسائل صندوقهاى قرض الحسنه- نيز زير نظر بانك مركزى رفتن را مترادف با دولتى شدن صندوقها ميداند و تأكيد ميكند: مسئولان قرض الحسنه ها اين موضوع را نمى پذيرند. وى تبعات دولتى كردن و انحلال صندوقهاى قرض الحسنه كشور را متوجه قشر محروم و فقير جامعه ميداند. آنچه تاكنون در بحران فراگير قرض الحسنه ها كه ميلياردها تومان دارايى مردم و نزديك به يك ميليون نفر را به كام خود كشيده، مورد غفلت قرار گرفته است؛ پى گيرى مسائل پنهان و عوامل نهانى اين پديده است. تاكنون سهم كمى و كيفى اين صندوقها و عملكرد آنها در نابسامانى هاى موجود در اقتصاد كشور اعم از افزايش انگيزه هاى سفته بازى و دلالى در بازارهاى مختلف، حركت سرمايه از بخشهاى مولد به بخشهاى غيرمولد اقتصادى، افزايش نرخ تورم، ناكارآمد كردن سياستهاى پولى و مالى اتخاذ شده از سوى دولت و بانك مركزى و نقش اين موسسات در گسترش بخشهاى سياه و خاكسترى اقتصاد نامشخص باقى مانده است. هنوز هيچ دادگاهى براى مراجع مجوزدهنده به اين موسسات و تكثير قارچ گونه آنها هيچ تصميمى نگرفته است تا مشخص شود سهم اداره اماكن نيروى انتظامى در اعطاى مجوز به موسساتى كه حالا به گردابهاى مالى مردم تبديل شده اند، چقدر است. هرچند كه انتظار داشتن توانايى تشخيص و تعيين صلاحيت افراد و موسسات براى فعاليت در حوزه هاى حساس و بسيار تخصصى در بازار پول از سوى اداره اماكن نيروى انتظامى انتظارى نابجا است، اما به راستى در تمام اين سالها كه اعطاى مجوز فعاليت موسسات قرض الحسنه به اين اداره واگذار شده بود، اين اداره چه تمهيدى براى ضمانت حسن اجراى فعاليتهاى اين صندوق ها انديشيده بود؟ به راستى سهم صداوسيما و روزنامه هاى اقتصادى در تبليغ و بستر سازى فعاليت صندوقهاى قرض الحسنه اى كه سپرده ها و سرمايه هاى مردم را به كام خود كشيدند، چقدر بوده است؟ حتماً ۶۰۰ هزار سپرده گذار صندوق قرض الحسنه محمد رسول الله (ص) جى اصفهان تبليغات دامنه دار اين موسسه در تنها رسانه شنيدارى و ديدارى كشور و مصاحبه ها و اظهارنظرهاى مرتب مديرعامل اين صندوق در روزنامه هاى اقتصادى مختلف را به ياد دارند. به نظر ميرسد بحران دامنه دار قرض الحسنه ها كه هر روز از شهرى و استانى سر بر ميآورد، مجالى براى بررسى هايى از اين دست باقى نگذاشته است. خلاصه اش اينكه در دعواى صندوق ها با بانك مركزى گنده ها و آنها كه عضو هيأت مؤتلفه بودند منحل شده اند و بدهى شان به گردن دولت افتاده و نقدينه هايشان مال خودشان شده است و كوچك تر ها هم دارند زور ميزنند تا بلكه بتوانند به كارشان كه قاچاق پول و شستن پولهاى به دست آمده از قاچاق مواد مخدر و كالاست ادامه دهند. چهارده صندوق متعلق به سپاه پاسدران از اين قبيل هستند. بم اسلامى طول ميكشددارد يك سال از زلزله بم ميگذرد و خبرهاى رسمى كه خودشان ميدهند نشانه آن است كه تنها زندان شهر كه سرپا مانده بود درست شده است و در ضمن مراكز امنيتى و اطلاعاتى هم سرپاشده اما مردم هنوز چيزى دشت نكرده اند. خود روزنامه هاى حكومت نوشته بودند تاكنون ۵۰ ميليارد تومان اعتبار به روستاها و ۷۵ ميليارد تومان به شهر بم اختصاص پيدا كرده است اما هنوز چيزى به منطقه نرسيده است. مصطفى كيانى ـ دبير كارگاه تخصصى تدوين منشور توسعه پايدار بم ـ با اشاره به وقوع يك زلزله ويرانگر در هر دوره ۱۰ ساله در كشور افزود: برخلاف زلزله هاى مخرب پيشين در ايران، اينبار هم مانند قبل اين حادثه بزرگ طبيعى به فراموشى سپرده شده است. كيانى به تبعات زلزله بم اشاره و بيان كرد: پيش از وقوع زلزله بم، ۶۸۰ نفر در اين شهر به ضايعات جسمانى دچار بودند كه اين تعداد پس از وقوع زلزله به ۱۷۹۰ نفر افزايش يافت. از اين ميان، تعداد ۱۷ نفر داراى ضايعه نخاعى در قبل از زمين لرزه بودند كه پنج نفر آنها در زلزله جان باختند و آسيب ديدگان نخاعى بعد از زلزله به ۲۴۴ نفر رسيدند. وى تصريح كرد: هم اكنون ۱۲۶ هزار نفر در بم سكونت دارند كه ۲۸۰۰ كودك بيسرپرست و ۱۸۰۰ خانوار يكنفره جزء اين آمارهاست. با اين حال مدام از تلويزيون تبليغ ميكنند كه رئيس مجلس و رئيس كميته امداد و رئيس جمهور به بم رفتند اما كسى نميگويد مردم در اين مدت چند بار شورش كرده اند و چند بار خواسته اند مأموران را بيرون بريزند و هر بار اعلام كرده اند كه آلت دست تبليغاتى شده اند و هر بار هم عده اى از آنها دستگير شده اند. هفته گذشته سعيدى كيا كه از طرف دولت و حكومت به فرماندارى بم منصوب شده به خبرنگاران گفته تا پول كافى نرسد وضعيت همين است كه هست. محمد سعيدى كيا روند كند بازسازى در بم را برخى شبها در مسجدهاى اين شهر از دل مردم درمى آورد، اينكه نه ماه پس از وقوع زلزله در بم، تنها هفت خانواده در شهرستان بم، كانكسهاى پيش ساخته را به مقصد خانه هاى خود ترك كرده اند و با وجود تخصيص ۳۵۰ ميليارد تومان از سوى دولت، بازسازى اين شهر تا زمان تهيه طرح جامع بازسازى بم و اعمال نظرات شوراى معمارى و شهرسازى بم براى حفظ هويت اسلامى اين شهرستان هنوز سرعت لازم را ندارد. ميدانيد چرا چون كه خامنه اى در بازديد مخفى از اين شهر دستور داده است كه به جاى شهر قديمى شهرى اسلامى بسازند و مخارج مسجدها را هم از كيسه پرفتوت خود پرداخته و در نتيجه تمام طرحها به هم خورده است. زمستان نزديك ميشود ولى مردم شاهدند كه تمام مصالحى كه ميرسد خرج ساخت مسجد مى شود. به گفته سعيدى كيا، تمام هزينه هاى بازسازى شهرستان بم نزديك به هزار ميليارد تومان برآورد شده كه تاكنون ۱۴۴ ميليارد تومان آن در بودجه سال۸۳ نزديك به ۲۳۶ ميليارد تومان هم در بودجه امسال در نظر گرفته شده بود. او ميگويد: ۶۱ هزار و ۷۲۲ واحد مسكونى و تجارى در شهرستان بم آسيب ديده است كه تاكنون ۷ واحد مسكونى در روستاهاى بم بازسازى شده اما هيچ يك از واحدهاى مسكونى و تجارى در شهر بم هنوز كامل نشده است. با اين وجود هنوز آواربرداريها در اين شهرستان تمام نشده است. شخصى كه از سوى خامنه اى و خاتمى به اين سمت منصوب شده گفته است: تاكنون ۸ ميليون و ۳۰۰ هزار دلار كمك بلاعوض خارجى دريافت شده و ۴۰۰ ميليون دلار هم وام خارجى از سوى بانك توسعه اسلامى و بانك جهانى وعده داده شده كه احتمال جذب آن وجود دارد. او تأكيد ميكند: خوشبختانه ما در بازسازى بم روش آقا زودباش! آقا زودباش! را در پيش نگرفته ايم و تمام كارها با نظارت شوراى معمارى و شهرسازى بم كه بر حفظ هويت تاريخى و فرهنگى بم نظارت ميكند و طبق طرح جامع بازسازى بم اسلامى كه احتمال تصويب آن در هفته آينده وجود دارد پيش ميرود. به گفته سعيدى كيا قرارست نزديك به سه هزار واحد مسكونى در بم از سوى سازمانهاى غيردولتى (NGO) ساخته شود. رئيس بنياد مسكن اظهار اميدوارى ميكند: به نظر ميرسد طرح جامع بم نيز كه در دستور جلسه شوراى عالى شهرسازى قرار گرفته است هفته آينده به تصويب برسد، كه در اين صورت روند بازسازى بم افزايش مييابد.

nimrooz

  نظر بدهید:  


Comments: Post a Comment
آزادیخواهان مشهد @ Copyright 2004
 
E-mail: mashhad_azaadikhah@yahoo.com